و متضمّن آن است كه از عبارت : عَنَتِ الأرضُ بالنّبات آن زمين گياه را به خوبى رشد داد ، گرفته شده و همينطور از عبارت :
عَنَتِ القِربَةُ : مشك ، آب درونش را ظاهر كرد ، گرفته شده .
و از اين واژه عبارت : عِنْوَانُ الكتابِ است ، در سخن كسى كه آن را از عُنِيَ - بداند مفهوم واژه - معنى به مفهوم واژه تفسير نزديك است . هر چند كه ميانشان فرق است « 1 » . .
عهد
: العَهْد : حفظ و نگه داشتن چيزى و مراعات نمودن آن كه مراعات آن لازم است ، در آيه گفت : (
أَوْفُوا بِالْعَهْدِ
إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُلًا - 34 / اسراء ) به حفظ سوگند وفادار باشيد .
و گفت : (
لا يَنالُ عَهْدِي
الظَّالِمِينَ - 124 / بقره ) عهدم را براى كسى كه ستمگر و ظالم است قرار نمىدهم ( همين آيه دلالت كافى ، بر اين دارد كه ستمگران هرگز جاه و مقامشان از سوى خدا نيست . و نبايستى آنها را اولى الأمر و واجب الإطاعة دانست ) .
در آيه گفت : (
وَ مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ
مِنَ اللَّهِ 111 / توبه ) عَهِدَ فلانٌ إلى فلان يَعْهَدُ : با او پيمان بست و بحفظ و نگهدارى پيمان سفارش نمود ، در آيات :
هامش
فرّدته : يعنى كنه را از او دور كردم .
( به نقل از ابو عبيده 4 / 140 / مقائيس اللّغه - مجمع الامثال 18 / محكم 2 / 263 - صحاح اللّغه - 6 / 244 ) .
( 1 ) ازهرى از احمد بن يحيى روايت كرده كه : المعنى و التّفسير ، و التّأويل واحد . ( لمس 15 / 106 ) ولى راغب رحمه اللّه و ابو هلال العسكرى چنين توجيهاتى را در مترادفات نمىپذيرند بلكه براى هر واژه معناى دقيق و لطيفى ارائه مىدهند .
ابو هلال عسكرى مىگويد : فرق ميان تأويل و تفسير اين است كه تفسير از كلمات جمله خبر مىدهد و تأويل از خود جمله . و گفته شده تفسير بيان تك واژههايى است كه ظاهر تنزيل و قرآن با آن تنظيم شده است ، و تأويل خبر دادن از مقصود و غرض گوينده يا كلام و جمله است و نيز تأويل استخراج معنى كلام نه بر ظاهرش بلكه بر وجهى كه احتمال مجاز يا حقيقت در آن مىرود و لذا مىگويند : تأويل المتشابه .
و نظر راغب هم در معنى تفسير در ذيل واژه - شبه - به صورت بى نظيرى ذكر شده است . ( الفروق فى اللّغه - 48 ) .