تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 664

مساهمون:

ص٦٦٤
(
قُرْآناً عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ
- 28 / زمر ) « 1 » (
وَ لَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً
- 1 / كهف ) (
الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ يَبْغُونَها عِوَجاً
- 45 / اعراف ) « 2 » أَعْوَج : كنايه از بد خو و بد اخلاق است . أَعْوَجِيَّة : منسوب به أَعْوَج است كه اسم اسبى معروف در جاهليّت است و ( مىگويند : اسبى با آن شهرت و كثرت نسل در عرب نبوده ) .

عود

: العَوْد : بازگشتن به چيزى بعد از انصراف از آن كه اين انصراف يا دور شدن از ذات چيزى است يا انصراف از سخن و يا از قصد و عزيمت ، در آيات : (
رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْها فَإِنْ عُدْنا
فَإِنَّا ظالِمُونَ - 107 / مؤمنون « 3 » (
وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا
لِما نُهُوا عَنْهُ - 28 / انعام ) « 4 » (
وَ مَنْ عادَ
فَيَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ - 95 / مائده ) (
وَ هُوَ الَّذِي يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ
- 11 / روم ) « 5 »
هامش
( 1 ) قرآنى است به زبان عربى بدون انحراف و كژى در معانى آن ، و هر گاه دلى بيمار و با زيغ همراه باشد مانند معاندين ، مسلّما ريب ، و ترديد در خود را در آينه قرآن مىبينند و به آن نسبت مىدهند به گفته مولوىخويش را تأويل كن نه اخبار را * خار را بر كن تو نى گلزار را .( 2 ) دور باش خدا بر ستمگران باد ، همان كسانى كه مردم را از راه خداى باز مىدارند و مىخواهند دين را از مسيرش منحرف كنند و خودشان آخرت را انكار نمايند . ( 3 ) سخن دوزخيان ستم پيشه است كه مىگويند پروردگارا ما را از اين مكان بيرون بر پس اگر به كارهاى نارواى گذشته‌مان بازگشتيم ما ستمگريم . ( 4 ) و هر گاه از عذاب بارشان گردانند مجدّدا به همان كارهايى كه نهى شده بودند برمىگردند . ( 5 ) او كسى است كه آفرينش را آغاز مىكند و سپس آن را اعاده مىدهد و باز مىآورد .