بصيرت است .
و نيز صحيح است در مورد آن گفته شود از - ما أفعله ( فعل تعجّب ) است كه همان - أفعل من كذا - است .
بعضى از علماء قسمت اوّل آيه : (
مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى
- 72 / اسراء ) را به كورى دل حمل كردهاند و دوّمى را در كورى ظاهر .
ابو عمرو بن علاء : بر اين نظر رفته است و - أعمى - اوّل را به كورى دل برگردانده است و در أعمى - دوّم امالة يا برگرداندن را براى اينكه اسم است ترك كرده كه اسم از اماله بعيد است .
خداى تعالى گويد : (
وَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ فِي آذانِهِمْ وَقْرٌ
- 44 / فصّلت ) « 1 » (
وَ هُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى
- 44 / فصّلت ) (
إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً عَمِينَ
- 64 / فصّلت ) (
وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى
- 124 / طه ) (
وَ نَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَلى وُجُوهِهِمْ عُمْياً
وَ بُكْماً وَ صُمًّا - 97 / اسراء ) كه احتمال هر دو معنى يعنى نابينائى چشم و عدم بصيرت هر دو هست .
عَمِىَ عَلَيهِ : اشتباه كرد تا جائى كه نسبت به او مثل نابينا شد ، در آيات :
(
فَعَمِيَتْ
عَلَيْهِمُ الْأَنْباءُ يَوْمَئِذٍ - 66 / قصص ) « 2 » (
آتانِي رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّيَتْ
عَلَيْكُمْ - 28 / هود ) عَمَاء ابرها و همچنين - عَمَاء : جهالت و نادانى . در بارهء عمي - به معنى جهالت بعضى از علماء در روايتى كه از پيامبر ( ص ) رسيده است كه :
« قيل : أين كان ربّنا قبل أن خلق السّماء و الأرض ؟ قال : في عَمَاءٍ تحته عَمَاءٌ و فوقه عَمَاءٌ » .
يعنى پروردگار ما قبل از آفريدن آسمان و زمين كجا بوده ، گفتهاند : عماء - در اين حديث اشاره به همان حالتى است كه بر شما پوشيده است و آگاهى بر آنها ممكن نيست .
پاورقی
( 1 ) كسانى كه ايمان نمىآورند در گوشهاشان از شنيدن حقّ سنگينى است .
( 2 ) در قيامت اخبار مكافات و عذابشان بر آنها پوشيده مىشود ، و پرسشى از آنها نمىشود .