و در آيه : (
لَفِي عِلِّيِّينَ
- 18 / مطفّفين ) گفته شده - علّيّين - اسم شريفترين باغات بهشتى است چنان كه - سجّين - نام بدترين آتشهاى عذاب است . و نيز گفتهاند شايد در حقيقت - علّيّين - نام بهشتيان باشد كه اين معنى در زبان عربى نزديكتر است زيرا - علّيّين - به صورت جمعى است ( جمع سالم ) كه ويژه انسانها و ناطقين است مفردش عليّ - مثل بطّيخ ( كدو و خيار و خربزه و مانند آنهاست ) .
و معناى آيه : (
لَفِي عِلِّيِّينَ
- 18 / مطفّفين ) اين است كه ابرار و نيكان در زمره آنها هستند مثل مفهوم آيه : (
فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ
. . . - 69 / نساء ) و به اعتبار علوّ و بلندى براى مكان مرتفع و مشرف و براى شرف و بزرگى معنوى - عَلْيَاء - گفته مىشود .
عُلَيَّة - تصغير - عَالِيَة - است كه در سخن معمولى اسمى است براى اشكوبه و اتاق در طبقات بالا .
تَعَالَى النّهارُ : روز بالا آمد . عَالِيَة : سر نيزهء بدون نيزه ، جمعش عَوَالٍ . عَالِيَةُ المدينةِ :
آستانه و بلندى شهر مدينه .
بُعِثَ إلى أهل العَوَالِي : به سوى مردمان حومهء حجاز فرستاده شد .
عُلْوِيّ : منسوب به - عالية - است كه به حومه حجاز منسوب است .
عَلَاة :
سندان آهنى يا سنگى .
العُلِّيَّة : اتاق طبقهء دوّم و اشكوب جمع آن - عَلَالِيّ - بر وزن فعاليل - است .
عِلْيَان : شتر تنومند .
عِلَاوَةُ الشّيءِ : بالاى آن چيز ، از اين جهت به سر و گردن هم عِلَاوَة گفته شده و نيز عِلَاوَة : سرباز . عِلَاوَةُ الرّيحِ و سفالته : قسمت بالايى وزش باد سخت و پائين آن ( كه بيشتر در موقع شكار كه باد و نسيم بوى را با خود از بالا به پائين مىبرد به كار مىرود كه شكار با استشمام بوى انسان كه بر او مىوزد مىگريزد ) . مُعَلَّى : هفتمين تير شرط بندى كه مهمترين آن است . اعْلُ عنّي : بالا برو .