يَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ . . .
تا
. . . لا عِلْمَ لَنا
- 109 / مائده ) اشاره به اين است كه عقولشان خطا كرد و ندانستهاند ( كه مريم پاسخشان را داده و رسالتشان را اجابت كردهاند و چگونه اجابت نمودهاند ) و عِلْم از جهتى ديگر بر دو گونه است :
1 - علم نظرى .
2 - علم عملى .
علم نظرى : چيزى است كه وقتى دانسته باشد با دانستن بيشتر كامل مىشود مثل علم بموجودات عالم .
علم عملى : دانشى است كه تمام نمىشود مگر اينكه به آن علم عمل شود مثل علم به عبادات « 1 » .
و از جهتى ديگر هم عِلْم دو گونه است :
1 - علم عقلى . ( علمى كه با انديشه و عقل دانسته مىشود ) 2 - علم سمعى . ( علمى كه صرفا از شنيدهها و مسموعات است ) اعْلَمْتُهُ و عَلَّمْتُهُ : در اصل يكى است جز اينكه تعليم به آنچه را كه زياد تكرار مىشود اختصاص دارد تا جائى كه اثرى از آن در نفس آموزنده حاصل شود ، ولى
هامش
( 1 ) در مورد علم عملى يا دانشى كه با عمل به آن ، جان و روان انسان كمال مىيابد ، شعرا و علماى اخلاق و جامعه شناسان و فلاسفه همواره اظهار نظر كردهاند ، و در گذشتهء دور هم - حكمت را فلاسفه به دو قسمت حكمت نظرى و حكمت عملى تقسيم نمودهاند امّا تأكيد و سفارشى كه در قرآن مجيد و احاديث شده است موضوعى است كه كامل بودن ، و تمام بودن آن را به خوبى نشان مىدهد و اصولا علم بدون عمل را گناه بزرگى مىشمارد ، سعدى با الهام از آيه -لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَمىگويد :بار درخت علم ندانم جز علم * با علم اگر عمل نكنى شاخ بى برىعلم آدميّت است و جوانمردى و ادب * ور نه ددى به صورت انسان مصوّرىو بديهى است به علمى عمل بايد كرد كه در راه تكامل و سعادت و بهروزى انسانها و جامعه باشد نه چون عالمان و علومى كه در چنگال خونخواران و ابر قدرتهاى جهان امروز به صورت بمبهاى اتمى و شيميائى و هزاران نوع ابزار مرگبار در آمده است ، زيرا علم و عمل را براى آزمندى و برترى طلبى مىآموزند و بگفتهء سنائى : دزدانى هستند كه گزيدهترين متاع آدميان ، يعنى هستى و جانشان را فداى شهوات خود مىكنند .
مىگويند :چو علم آموختى از حرص آنگه ترس * كاندر شب چو دزدىبا چراغ آيد گزيدهتر برد كالا .