امكان داشتند كه به حقّ گوش فرا دهند از آن محروم شدند أَعْزَل : كسى كه نيزه و سلاح همراهش نيست و نيز حيوان كج دم ، و ابرهاى خشك و بى آب .
سماك الأَعْزَل : ستارهاى كه تصوّر شده است نقطهء مقابل - سماك الرّامح - است كه پنداشتهاند ستارهاى با - سماك الرّامح - به صورت نيزه هست .
عزم
: العَزْم و العَزِيمَة : تصميم و پيمان قلبى بر انجام و گذراندن كار . عَزَمْتُ الأمرَ : آهنگ آن كار نمودم .
عَزَمْتُ عليه : بسويش رفتم و قصدش نمودم .
اعْتَزَمْتُ : قصد كردم ، در آيات :
(
فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ
- 159 / آل عمران ) « 1 » (
وَ لا تَعْزِمُوا
عُقْدَةَ النِّكاحِ - 235 / بقره ) « 2 » (
وَ إِنْ عَزَمُوا
الطَّلاقَ - 227 / بقره ) (
إِنَّ ذلِكَ لَمِنْ عَزْمِ
الْأُمُورِ - 43 / شورى ) (
وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً
- 115 / طه ) « 3 » يعنى : بر آنچه را كه امر شده بود محافظت نكرد و بر آن قيام ننمود .
هامش
پيامبر ( ص ) بوده كه روزى گرفتار مشركين مىشود و قبل از جنگ با آنها دست دعا برمىدارد و مىگويد :
اللّهمّ احفظ جثّتى من المشركين : خدايا بدن مرا از مشركين حفظ كن ، همين كه كشته مىشود و مشركين مىخواهند او را مثله كنند زنبوران زيادى گرداگرد بدنش جمع مىشوند و از او در مقابل مشركين حمايت مىكنند تا اينكه شب هنگام سيل خروشانى جارى مىشود و جثّه او را با خود مىبرد و فردا - فلم ير المشركون جثّتى - مشركين جسم او را نمىيابند . ( امالى المرتضى 1 / 135 - لس 11 / 440 ) .
( 1 ) همين كه تصميم گرفتى بر خداى توكّل كن .
( 2 ) تا مدّت معيّن و مقرّر همسران پايان نيافته قصد بستن عقد و همسرى نكنيد .
( 3 ) در بارهء آدم عليه السّلام است كه مىگويد : آدم عهد و پيمان خويش فراموش كرد .