القرآن في أربعين يوما فقد عَزَبَ » .
يعنى عهدش در ختم قرآن از او فاصله گرفته :
( مدّتش طولانى شده ) .
( زمخشرى - عَزَّبَ - نوشته و مىگويد : ختم قرآن در مدّت 40 روز طورى است كه ياد و ذكر اوايل قرآن را دور كرده است يعنى بهتر است 30 جزء در 30 روز ختم شود . اساس البلاغه 301 ) .
عزر
: التَّعْزِير : يارى كردن با تعظيم و بزرگداشت ، در آيات : (
وَ تُعَزِّرُوهُ
- 9 / فتح ) « 1 » (
وَ عَزَّرْتُمُوهُمْ
- 12 / مائده ) « 2 » تَعْزِير : نوعى از تنبيه و زدن بدون حدّ است و اين معنى به همان معنى اوّل بر مىگردد زيرا تعزير و تنبيه گناهكار تأديبى است ، و تأديب نوعى يارى كردن است .
در معنى اوّل - يارى كردن براى از بين بردن چيزى است كه از آن زيان مىبيند ( يعنى نتيجهاى اخروى و دنيائى كار زشت ) . و در معنى دوّم - هم نوعى يارى كردن است امّا براى از بين بردن چيزى كه زيانش مىرساند ( تكرار گناه ) و بر اين وجه پيامبر ( ص ) فرمود :
« انصر أخاك ظالما او مظلوما » .
( برادرت را چه ظالم و چه مظلوم يارى كن ) .
پرسيدند در حال مظلوميّت ياريش مىكنم ولى در ظالم بودنش چگونه او را يارى كنم فرمود : او را از ظلم كردن بازدار و منع كن .
هامش
( 1 ) مربوط به آيهاى از سورهء فتح است كه مىگويد : (إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُعَزِّرُوهُ وَ تُوَقِّرُوهُ وَ تُسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا- 8 و 9 / فتح ) ما تو را گواه و بشارت و بيم دهنده بر مردم فرستاديم براى اينكه به خداى و پيامبرش ايمان بياوريد او را تأييد و يارى كنيد و بزرگش شماريد بامدادان و شامگاهان خداى را تسبيح گوئيد .
( 2 ) مربوط به وظائف و صفات نقباء يا رهبران مذهبى بنى اسرائيل است كه مىگويد از آنها 12 نماينده برانگيختيم كه اگر نماز به پا داشتيد و زكات داديد و به رسولانم گرويديد و ياريشان كرديد و خداى را وام نيكو ( وام بدون ربا ) داديد گناهانتان را مىپوشانيم .