تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 583

مساهمون:

ص٥٨٣
گفته شده - عَرْض - در اينجا از عبارت عرض البيع - گرفته شده چنان كه مىگويند : بيع كذا بعرض : در وقتى كه چيزى به متاعى فروخته مىگويى : عرض هذا الثّوب كذا و كذا : عرض اين جامه چنين و چنان است يعنى عوض آن . عَرَض : هر چيزى است كه ثباتى نداشته باشد و متكلّمين آن را به طور استعاره در بارهء چيزى كه جز با جوهر يا اصل هر چيز ثباتى ندارد به كار برده‌اند مثل : رنگ و طعم . الدّنيا عَرَضٌ حاضرٌ : هشدارى است بر اينكه دنيا پايدار نيست و ثباتى ندارد ، خداى تعالى گويد : (
تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَ اللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ
- 67 / انفال ) « 1 » (
يَأْخُذُونَ عَرَضَ هذَا الْأَدْنى
- 169 / اعراف ) (
وَ إِنْ يَأْتِهِمْ عَرَضٌ مِثْلُهُ
- 169 / اعراف ) و آيه : (
لَوْ كانَ عَرَضاً
قَرِيباً - 42 / توبه ) يعنى : مطلبى سهل و آسان و باطنى . گفت : (
وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِيما عَرَّضْتُمْ
بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّساءِ - 235 / بقره ) ( اگر در امر همسر گزينى و خطبه نكاح يعنى عقد همسرى به كنايه چيزى بگوئيد گناهى بر شما نيست ) مثل اينكه به همسرش بگويد : أنت جميلة و مرغوب فيك : تو زيبا هستى و مورد آرزوئى ، و از اين قبيل سخنان . .
هامش
( 1 ) خطاب به كسى است كه در جنگ‌ها به غنائم توجّه دارد مىگويد شما متاع زود گذر و بى ثبات دنيا مىخواهيد و خداى آخرت را كه جاودانه است برايتان اراده مىكند و خداوند عزيز و حكيم است كنايه از اينكه دنيا و متاع آن را هدف قرار دادن در حقيقت هدفى پست و دور از حكمت است . در حديثى آمده است كه - ليس الغنى عن كثرة العرض انّما الغنى غنى النّفس . يعنى : تكاثر و افزونى متاع و سرمايه دنيا بى نيازى نيست بلكه بى نيازى عزّت نفس و بى نيازى روحى و نفسانى است روستاهاى اطراف حجاز و مكّه و مدينه و يمن را هم - عروض مىگويند چنان كه در حديث عاشورا آمده است كه - فامر ان يوزنوا اهل العروض - فرمان داد تا روستانشينان را نيز آگاه كنند و بسيج شوند . ( النّهاية 3 / 214 ابن اثير - لسان العرب - تهذيب اللّغة ) .