آيهء اخير ، يعنى خداوندى كه بلند مرتبه و صاحب عرش و هر چيزى است كه در حكم آن باشد كه گفته شده اشارهاى است به شكوهمندى و قدرت او نه اينكه اشاره به جايى براى او باشد كه او از اين متعالى است .
عرض
: العَرْض : پهنا ، نقطهء مقابل طول يا دراز است - اصلش اين است كه - عَرْض - در بارهء اجسام گفته مىشود و سپس در غير جسم نيز به كار مىرود چنان كه گفت :
(
فَذُو دُعاءٍ عَرِيضٍ
- 51 / فصّلت ) « 1 » واژه - عَرْض - مخصوص كنار و جانب چيزى است ، در عبارات : عَرَضَ الشّيءُ :
عرض و پهنايش ظاهر شد .
عَرَضْتُ العودَ على الإناءِ : چوب را بر كنار ظرف به پهنا قرار دادم اعْتَرَضَ الشّيءُ في حلقه : در گلويش گير كرد .
اعْتَرَضَ الفرسُ في مشيه : آن اسب در رفتنش چموشى و توسنى كرد فيه عُرْضِيَّةٌ : توسنى كردن و با سختى رفتن .
عَرَضْتُ الشّيءَ على البيع و على فلان و لفلان : آن چيز را براى فروش بر او عرضه كردم ، مثل آيات :
(
ثُمَّ عَرَضَهُمْ
عَلَى الْمَلائِكَةِ - 31 / بقره ) (
وَ عُرِضُوا
عَلى رَبِّكَ صَفًّا - 48 / كهف ) « 2 » (
إِنَّا عَرَضْنَا
الْأَمانَةَ - 72 / احزاب ) (
وَ عَرَضْنا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِلْكافِرِينَ عَرْضاً
- 100 / كهف ) « 3 »
هامش
( 1 ) تمام آيه چنين است : چون به انسان نعمتى دهيم با گردنفرازى و غرور از حقّ روى مىگرداند و همين كه بدى به او مىرسد به زارى و دعاى مفصّل مىپردازد .
( 2 ) با نظم و ترتيب به پروردگارت عرضه شوند .
( 3 ) دوزخ را در آن هنگامه به كفّار مىنمايانيم .