يعنى : ( اعرابى كه با دروغ و زبانهاى چرب و نرم صاحب افتخارند ) أَعْرَابِيّ : در عرف و سخن معمولى اسمى است منسوب به باديه نشينان .
العَرَبِيّ : فصيح و با فصاحت .
إِعْرَاب : درست و آشكار سخن گفتن ، مىگويند : أَعْرَبَ عن نفسه : بروشنى از خود سخن گفت ، و در حديث :
« الثّيب تُعْرِبُ عن نفسها » « 1 » .
( زن بى شوى حال خود را روشن بيان مىكند ) .
هامش
اسلام آوردند ، عدّهاى سخت كفر پيشه ، و گروهى نيز براستى مؤمن به خدا و معاد و انفاق كننده در راه خداى براى تقرّب به او ، كه سپس در آيه گفت : اينان آنچه را خرج مىكنند مايهء تقرّب به خداى و خواست پيامبر مىدانند بدانيد كه همان انفاقها براى ايشان مايهء تقرّب است - (سَيُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ- 99 / توبه ) خداوند آنها را در رحمت خويش داخل كند .
( 1 ) حديث فوق به الفاظ مختلف ذكر شده « الثّيب يعرب عنها لسانها يعنى زبان زن بى همسر بروشنى از او سخن مىگويد » و همچنين به صورت « الثّيب احقّ بنفسها من وليّها و البكر يستأذنها ابوها فى نفسها و اذنها صماتها » يعنى زنى كه شوهر داشته و اكنون بى همسر است در كار خود براى اختيار همسر بر ولى خويش مقدّم است و دوشيزه پدرش در بارهء كارش از او اجازه مىگيرد و اجازه دختر سكوت اوست در مقائيس اللّغه - تستأمر فى نفسها - ذكر شده يعنى پدر با دختر مشورت مىكند . ازهرى مىگويد : اعراب و تعريب معنايشان يكى است و همان آشكارا و روشن گفتن است .
اعرب عنه لسانه و عرّب : با فصاحت و روشنى از خود سخن گفت . اعرب عن الرّجل : آشكارش كرد .
عرّب عنه : با دليل سخن گفت . در حديث تيمى آمده است كه : « كانوا يستحبّون يلقّنوا الصّبّى ، حين يعرب ان يقول لا إله الّا اللَّه سبع مرّات » يعنى دوست داشتند و مستحبّ مىدانند وقتى كودكانشان به روشن سخن آغاز مىكند هفت بار به او بگويند كه عبارت - لا إله الّا اللَّه - را بگويد .
اعرب عمّا فى ضميرك : هر چه در دل دارى بيان كن . ابو زيد انصارى مىگويد : اعرب الاعجمىّ اعرابا و تعرّب تعرّبا و استعرب استعرابا همهء اينها در بارهء فرد بالغ است كه با فصاحت سخن مىگويد ولى در بارهء كودك مىگويند - افصح الصّبى : در وقتى است كه آنچه مىگويد مىفهمى .
جوهرى مىنويسد : معرب : كسى است كه به تفصيل و روشنى سخن گويد و - اعرب كلامه : وقتى است كه در كلماتش از نظر اعراب خطائى نباشد .
عرّب عليه : گفتار و كردارش را زشت شمرد و نيز عبارت عرّب عليه : او را از زشتى منع كرد .
ابن فارس مىگويد : ( ع - ب - ر ) سه ريشه دارد :
1 - الابانه و الافصاح به روشنى و وضوح سخن گفتن و ظاهر كردن .
2 - النّشاط و طيب النّفس شادمانى و سرور نفسانى .
3 - فساد فى الجسم او عضو بيمارى بدنى .