در آيه اخير مثل وصف آن به واژه كريم است كه به صورت (
كِتابٌ كَرِيمٌ
- 29 / نمل ) ذكر شده و يا معنى آن همان مُعْرِب - است از عبارت « عَرِّبوا على الإمام » . پس معنى آيه :
(
حُكْماً عَرَبِيًّا
- 37 / رعد ) اين مىشود كه قرآن در احكامى كه در آن هست به روشنى نسخ كننده است ( جانشين و پاسخ احكام منسوخه گذشته ) .
و باز گفته شده معنيش اين است كه اين قرآن منسوب به پيامبر عَرَبِيّ ( فصيح گوى و روشن سخن است ) چون اسم منسوب به آن - عربيّ - است ، پس لفظش مثل لفظى است كه به آن منسوب شده باشد و در مورد - يَعْرُب گفته شده اوّلين كسى كه زبان سريانى را به عربى نقل و ترجمه كرده است كه به اسم فعلش ناميده شده .
عرج
: العُرُوج : رفتن در حال صعود است ، در آيات :
(
تَعْرُجُ
الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ - 4 / معارج ) (
فَظَلُّوا فِيهِ يَعْرُجُونَ
- 14 / حجر ) مَعارِج - مثل - مصاعد : ( جاهاى صعود و بالا رفتن است ) .
در آيه گفت : (
ذِي الْمَعارِجِ
- 3 / معارج ) ( از طرف خدايى كه صاحب جايگاههاى شكوهمند و متعالى است . ) ليلةُ المِعْرَاجِ : بخاطر اوج گرفتن دعا در آن شب چنين ناميده شده كه اشاره به آيه : (
إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ
- 10 / فاطر ) ( يعنى سخنان پاك و متعالى بسوى حق مىروند ) .
عَرَجَ ، عُرُوجاً و عَرَجَاناً : مثل كسى كه صعود مىكند و يك پا يك پا و آرام بالا مىرود ، يعنى او هم آنچنان رفت مثل صعود كننده از نردبان - چنان كه مىگويند :
دَرَجَ : از نردبان پا به پا و به آرامى بالا مىرفت .
عَرِجَ : طبيعتش لنگيدن است .
عَرْجَاء : كفتار ، چون در طبيعتش لنگيدن است و مىلنگد .