تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣

« باب ظاء »

ظعن

: ظَعَنَ ، يَظْعَنُ ظَعْناً - وقتى است كه كسى كوچ مىكند و مىرود . ( شب روى ) ، در آيه گفت : (
يَوْمَ ظَعْنِكُمْ
- 80 / نحل ) الظَّعِينَة : هودج يا تخت روانى كه بانويى در آن باشد و بطور كنايه زن را هر چند كه در هودج نباشد ظعينة گفته‌اند « 1 » . .

ظفر

: الظُّفْر : ناخن در انسان و غير انسان ، در آيه گفت : (
كُلَّ ذِي ظُفُرٍ
- 146 / انعام ) يعنى داراى چنگال . سلاح - هم به شباهت چنگال پرندگان به - ظُفُر - تعبير مىشود ، زيرا چنگال هم براى پرنده درّ حكم همان سلاح است .
هامش
( 1 ) شعراى بزرگ عرب اين واژه را بسيار در قصايدشان به كار برده‌اند امّا بايد دانست كه غزلياتشان همواره در وصف همسر و نامزدشان بوده جز يك شاعر كه او را به بدنامى برده‌اند بقيّهء شعراء اين عفّت اخلاقى را حفظ كرده‌اند مثلا امراء القيس بهترين قصيده‌اش در گفتگو با دختر دايى و دختر عمويش بوده است و در آخر ( كتاب الالف ) از شعر حاتم طايى كه خطاب به زنش بوده ياد نموديم . بگفته ابن اثير در حديثى از سعيد بن جبير نقل شده است ليس فى جمل ظعينة صدقة - يعنى در شترى كه مخصوص مسافرت و كوچ كردن است زكاتى نيست . ( النّهاية - 3 / 157 ) .