داد و در پناه گرفت . و آيه : (
يَتَفَيَّؤُا ظِلالُهُ
- 48 / نحل ) يعنى ايجاد نمودن و آفرينش سايهء وجودى پديدهها كه دلالت بر يگانگيش دارد و از حكمتش خبر مىدهد « 1 » .
و در آيه : (
وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ . .
. تا . . .
وَ ظِلالُهُمْ
- 15 / رعد ) حسن گفته است : سايه تو خداى را سجده مىكند و امّا تو كفر مىورزى ( سايهء وجودى پديدهها ، خواه ناخواه تابعى از وجود آنها است كه تكوينا در همان طريقى عمل مىكنند كه خداوند آنها را آفريده و انحراف از آن سرشت و نهاد طبيعى ندارند ولى خود انسان با اختيار و ارادهاى كه دارد و بايستى با انتخاب راه و عبادت خداى را سجده كند گستاخى مىورزد ) .
هامش
( 1 ) سايه وجود پديدههاى عالم كه همگى از يك سنّت پيروى مىكنند و تسليم فرمان الهى هستند يكى از دلايل بزرگ توحيد و يگانگى آفريدگار جهان است مانند سنت زايش - رويش - فرسايش و والايش و همچنين قانون جهان شمول حركت كه سايهاش سراسر عالم وجود را فرا گرفته در آيه فوق به خوبى بيان شده است كه سپس مىگويد - همه با كمال تسليم و فروتنى به سجده خداوند مشغولند و هر چه در آسمانها و زمين هست از جنبندگان و فرشتگان همه بدون استكبار و تكبّر در راه كمال وجود آن بر آن سرشته ، و آفريده شدهاند به سجده حقّ مشغولند و بگفتهء سعدىكوه و دريا و درختان همه در تسبيحند * نه همه مستمعى فهم كند اين اسرارو ياتسبيح گوى او نه بنى آدمند و بس * هر بلبلى كه زمزمه بر شاخسار كردو بگفتهء مولوى :چون سبح كردهاى هر چيز را * ذات بى تميز و با تمييز راهر يكى تسبيح بر نوع دگر * گويد او از حال آن ، اين بى خبرآدمى منكر ز تسبيح جماد * و ان جماد اندر عبادت اوستادو باز در مورد راز سايههاى موجودات و پديدهها كه همان حقيقت وجودى آنها است مىگويد :جزء عقل اين از آن عقل كل است * جنبش اينسايه زان شاخ گل استسايهاش فانى شود آخر در او * پس بداند سرّ ميل و جستجوپس سايهها كه نمايانگر هويّت اشياء است روزى در حقيقت كلى مانند قطرات آب به درياى حقيقت مىرسند و آنگاه -( وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ )و در حديثى آمده است كه - كافر به غير خدا سجده مىكند و سايهاش خداى را سجده مىنمايد - و اين اشاره به همان اختيار و انتخاب انسان در راه كفر است ، در حالى كه حقيقت وجوديش گوياى توحيد و آفريدگار است .