غير از خداى پرستيده مىشود و در مفرد و جمع هر دو به كار مىرود ، در آيات :
(
فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ
- 256 / بقره ) (
وَ الَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ
- 17 / زمر ) (
أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ
- 257 / بقره ) (
يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ
- 60 / نساء ) « 1 » - طَاغُوت - در آيهء اخير عبارت از هر نافرمانى و تجاوزگرى است ، چنان كه شرح حال آن گذشت .
افسونگرى ، جادوگر و هر ديو سركشى و هر كسى كه بازدارنده ، و منحرف كنندهء ديگران از راه خير باشد - طاغوت - است .
وزن لفظى واژه - طاغوت - فعلوت ، مثل - جبروت و ملكوت - است و اصلش - طغووت بوده ولى لام الفعل آن بجاى عين الفعل قلب و سپس تبديل به الف شده است مثل صاعقة و صاقعة .
طفف
: الطَّفِيفُ الشّيء : كم و اندك از همه چيزى .
طَفَافَة : هر چيز زائد بر پيمانه كه به حساب نمىآيد .
طَفَّفَ الكيلَ : از پرداخت و اداى وزن و پيمانهاى كه بايد بدهد قسمتى را كم گزار .
در آيه گفت : (
وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ
- 1 / مطفّفين ) .
هامش
هر كه بالاتر رود ابلهتر است * كاستخوان او بتر خواهد شكستشرح اين در آينه اعمال جو * كه نيابى فهم اين از گفتگو .( 1 ) قسمتى از آيه 60 / نساء است كه افشاء كننده باطن و چهره كسانى است كه خداوند در بارهشان قبلا گفت : (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ . . .59 / نساء ) يعنى شما كه ايمان آوردهايدخداى رافرمان ببريد و همچنين فرمان پيامبر و كارداران مؤمنى كه از خودتان باشند و چون در چيزى اختلاف كرديد اگر به خدا و معاد ايمان داريد داورى به او و پيامبرش ارجاع كنيد ( كتاب و سنّت و عترت رسول ) كه برايتان بهتر و سر انجامش نيكوتر است ، سپس مىگويد مگر نمىبينى كسانى را كه گمان مىكنند به كتاب خدا و كتب گذشته ايمان دارند ولى داورى و كار خويش به طاغوت و كارگزاران طاغوت مىبرند و حال اينكه دستور يافتهاند كه به ستمگر و طغيانگر كفر بورزند امّا : (يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالًا بَعِيداً- 60 / نساء ) شيطان مىخواهد به گمراهى بيشتر و دورترى آنها را فرو اندازد .