( و على الأرض غياباتُ الطَّفَلِ )
( و بر سطح زمين روشنائيهائى كم و بسيار دورى هست ) و امّا يُطَفِّلُ تَطْفِيل - وقتى گفته مىشود كه كسى به غذايى كه دعوت نشده است بيايد كه از عبارت : طَفَلَ النّهارُ : آغاز و پايان روز ، گرفته شده كه هنگام آمدن آن شخص در آن زمانهاست يعنى بيموقع است و نيز گفته شده - تَطْفِيل - از عمل طفيلى گرفته شده و - طُفَيْلُ العرائسِ - مرد معروفى بود كه در دعوتها و عروسىها ناخوانده حاضر مىشده و او را طفيلى ناميدهاند . ( سورچران ) .
طلل
: الطَّلّ : ريزترين باران و آن چيزى را كه اثر كمى دارد .
در آيه : (
فَإِنْ لَمْ يُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ
- 265 / بقره ) « 1 » طَلَّ الأرضَ : زمين نمناك و بى رنگ شد .
هامش
( 1 ) تمام آيه چنين است : (مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ . . .) در آيات قبل سخن از انفاق و بخشش مال در راه خداست كه نخست آن را به بذرى ، و دانهاى مثل مىزنند كه هفتصد دانه از آن روئيده مىشود و خداوند آن انفاق را هر چند كم و اندك باشد مثل آن دانه گندم پاداش مضاعف مىدهد و آنان كه مىبخشند و بخشش خود را با آزار و منّت توأم نمىكنند پاداششان نزد خدا و اين چنين كسانى بيم و حزنى ندارند .
سپس بنابر قانون عدالت گستر خويش مىگويد كسانى كه چيزى براى بخشيدن ندارند سخن خوب و گذشت آنها نسبت به ديگران بهتر از صدقه و بخشش است كه اذيّت در پى دارد ( چنان كسان ريا كارند انفاق مىكنند شما كه ايمان آورديد بخششهاى خود را با منّت و اذيّت باطل نكنيد ، يعنى همچون كسى كه به خداوند و روز جزا ايمان ندارند و براى ريا كارى انفاق مىكند ، مثل او همچون سنگى است كه خاكى بر روى آن باشد رگبارى بر آن مىبارد و خاك را مىشويد ريا كاران نيز از كارشان ثمرهاى نمىبرند و خدا كافران را هدايت نمىكند ولى كسانى كه براى خشنودى خداى انفاق مىكنند كارشان مثل دانهاى است بر خاكى مرتفع كه رگبارى بر آن مىبارد و دو برابر بهره مىدهد و اگر باران تند هم نبارد باران ريزى بر آن مىبارد و خداوند به پايدارى و ثبات دلهايشان و اعمالشان آگاه است . چون هدف قرآن نشان دادن راه سعادت و انسان كامل شدن است همواره با تمثيلات عينى و محسوس انسانها را و مؤمنين به اللّه و معاد را به روش با صداقت و حقيقت پيامبران و اولياء توجّه مىدهد تا بدانند در پيشگاه او سره از ناسره ، مؤمن از منافق ، حقّ از باطل ، ايمان از رياء - جدا شدنى است و باز شناخته مىشوند( وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ )او بر هر چيزى از پيدا و نهان آگاه .