تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
(
وَ إِنَّ لِلطَّاغِينَ
لَشَرَّ مَآبٍ - 55 / ص ) « 1 » (
قالَ قَرِينُهُ رَبَّنا ما أَطْغَيْتُهُ
- 27 / ق ) « 2 » الطَّغْوَى : اسم از - طَغَى و طُغْيَان - است يعنى گردنكشى ، و گستاخى از حقّ ، و گفت : (
كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْواها
- 11 / شمس ) « 3 » - مفهوم اين آيه آگاهى بر اين امر است كه وقتى آنها را از عقوبت طغيانشان بيمشان مىدادند تصديق و باور نمىكردند . و آيه : (
هُمْ أَظْلَمَ وَ أَطْغى
- 52 / نجم ) تنبيهى است بر اينكه نافرمانى از حقّ و طغيان ، انسان را خلاص نمىكند و از فرجام كارش او را رهائى نمىبخشد و قوم نوح نافرمانتر و گستاختر از آنها بودند و هلاك شدند . و گفت : (
إِنَّا لَمَّا طَغَى
الْماءُ - 11 / حاقه ) كه واژه - طغيان - بطور استعاره براى افزونى و تجاوز از حدّ آب آورده شده . و آيه : (
فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ
- 5 / حاقّه ) اشاره به طوفانى است كه در آيه : (
إِنَّا لَمَّا طَغَى الْماءُ
- 11 / حاقّه ) از آن معنى تعبير شده است « 4 » . الطَّاغُوت : عبارت از هر تجاوزگر و سخت ستم پيشه‌اى و هر معبودى است كه
هامش
( 1 ) براستى كه براى نافرمانان از حقّ و گستاخان بدترين بازگشت و مكافات هست . ( 2 ) دوست و يار كسى كه در دنيا بت پرستى مىكرد و ستمگر و بى ايمان بود ، در قيامت مىگويد پروردگارا من او را گمراه نكردم خودش كژ انديش و گمراه بود ، بديهى است ياران غير الهى و دنيايى بهنگام سختى يكديگر را طرد و متّهم مىكنند بر خلاف ياران ايمانى كه همواره نورشان يكديگر را يارى و جذب مىكند . ( 3 ) قوم ثمود بخاطر گستاخيشان ، قيامت و پيامبران را دروغ پنداشتند و به سر انجامش مبتلا شدند . ( 4 ) يعنى همين كه آب بالا آمد كه به صورتى محسوس و ادبى ( طاغيه ) ناميده شده تا ديگر بهانه‌اى براى گستاخان نباشد و بفهمند كه بالاخره آب مايهء حيات است و سبب هلاكت هم مىشود ، مولوى گويد :آب اندر زير كشتى پشتى است * آب در كشتى هلاك كشتى استتشبيه شكوهمند طغيان آب به قوم ستمگر از اين جهت شايستهء دقّت است كه طغيان آب دائمى نيست و بالاخرة فروكش خواهد شد ، بلكه گستاخى خان تاريخ هم روزى بناچار به سرنوشت فرو افتادن آب دچار مىشوند كه مىبينيم شده‌اند . مولويه زيا سروده :نردبان خلق اين ما و من است * عاقبت زين نردبان افتادن است .