در آيهء : (
أَ تَقْتُلُونَ رَجُلًا
أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ - 28 / غافر ) ( آيا جوانمردى كه مىگويد پروردگار من اللّه است مىكشيد ) .
فلان أَرْجَلُ الرَّجُلَيْنِ : او قويترين آن مردم است .
رِجْل : يعنى پا كه عضو مخصوص بيشتر حيوانات است .
خداى تعالى گويد : (
وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ
- 6 / مائده ) .
يعنى : ( قسمتى از سرتان را مسح كنيد و پاهايتان را نيز ، كه جزئيات آن را فقها و مجتهدين از سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و روايات استنباط كرده و در رسالهها و تفاسير بيان نمودهاند ) .
از واژهء رِجْل - يعنى پا ، كلمات زير مشتق مىشود :
رَجِل و رَاجِل : كسى كه با پا و پياده راه مىرود .
رَاجِلٌ بَيِّن الرُّجْلَة : مردى كه مردمى بودن او و خوشرفتاريش آشكار است .
جمع رَاجِل - رَجَّالَة و رَجْل - است ، مثل - رَكْب و رَاكِب : - سوارگان و سوار و همچنين مثل رِكَاب - جمع رَاكِب .
رَجُل رَاجِل : مردى كه در راه رفتن قوى است جمعش - رجال - است .
مثل آيه : (
فَرِجالًا
أَوْ رُكْباناً - 239 / بقره ) ( اشاره به پيادگان و سوارگانى است كه به حجّ مىروند ) .
و همچنين - رَجِيل و رَجْلَة و حَرَّة رَجْلاء : زن و مردى كه در سختيها پايدار و ثابت قدمند و با تمام صعوبت و سختى پاى مىفشارند و استوار مىمانند .
أَرْجَل : اسبى كه سفيدى در پايش هست .
رَجُل أَرْجَلُ : مردى بزرگ پاى .
رَجَلْتُ الشّاةَ : گوسفند را با پاى آويختم .
واژهء - رِجْل - بطور استعاره در بارهء ملخهاى زياد و مدّت زمان زندگى انسان به كار مىرود .
كان ذلك على رِجْلِ فلان : تحت سرپرستى و پيمان و حيات او است ، مثل :