طرح
: الطَّرْحُ : افكندن چيزى و دور كردن آن است .
طَرُوح : مكان دور .
رأيته من طَرْحٍ : او را از دور ديدم .
الطِّرْحُ : چيزى كه به خاطر بى توجّهى به آن ، دور افكنده شده .
در آيه : (
اقْتُلُوا يُوسُفَ أَوِ اطْرَحُوهُ
أَرْضاً - 9 / يوسف ) .
( سخن برادران حسود و دروغگوى حضرت يوسف است كه مىگويند يا يوسف را بكشيد و يا بر زمينش برافكنيد ) .
طرد
: الطَّرْد : بر كندن و دور كردن چيزى به طريق سبك انگاشتن آن چيز . طَرَدْتُهُ : او را بر كندم و دور كردم ، خداى تعالى گويد :
(
وَ يا قَوْمِ مَنْ يَنْصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ طَرَدْتُهُمْ
- 30 / هود ) « 1 » (
وَ لا تَطْرُدِ
الَّذِينَ - 52 / انعام ) (
وَ ما أَنَا بِطارِدِ
الْمُؤْمِنِينَ - 114 / شعراء )
هامش
پى خورشيد برمىآيد و سوگند به روز هنگاميكه زمين را روشن كرده است و به شب وقتى كه تاريكيش فرا گيرد و به آسمان و آنچه را كه بنايش كرده و به زمين و آنچه را كه آن را مىبرد و مىگستراند و سوگند به جان و نفس آدمى و آنچه را كه او را قابليّت وجود داده است و همان عوامل راه تقوا و گناه و فجور را به او الهام مىكند كه هر كس تزكيه نفس نمود رستگار شد و هر كه جان را آلوده كرد زيانكار است . خداوند در اين سوگندهاى با شكوه از پديدههاى محسوس آفرينش مثل خورشيد ، ماه ، روز و شب ، آسمان و زمين ، نفس و عوامل رشد و تباهى آن حقيقتى را بيان مىدارد و تأكيد مىكند به اينكه رستگارى و زيانكارى بدست خود آدمى است و واژه ( من ) افادهء عموم از زن و مرد و پير و جوان دارد كه مىتوانند يا رستگار يا زيانكار باشند .
( 1 ) سخن حضرت نوح به مخالفين خويش است كه مىگويد : من براى پيامبرى خود از شما مزدى نمىخواهم و كسانى را كه ايمان آوردهاند از خود طرد نمىكنم ، آنها پروردگار خويش را ملاقات مىكنند شما مردمى جهالت پيشهايد .
اگر آنها را طرد كنم چه كسى مرا در قبال وظيفهء خدايم ياوريم مىكند چرا عبرت نمىگيريد .