باد شديدى آن را به حركت در مىآورد و ضرورتا يا جبرا متحرّك است 2 - نياز و الزامى كه وجودش بدست نمىآيد مگر به صورت ضرورى مثل غذاى ضرورى در حفظ بدن براى انسان .
3 - ضَرُورِيّ در چيزى گفته مىشود كه خلافش ممكن نيست مثل اينكه گفته شود : جسمى واحد در دو مكان و در يك حالت وجود دارد كه صحيح نيست ( زيرا جسم واحد در يك حالت فقط در يك مكان امكان وجود دارد ، خلافش صحيح نيست كه در دو مكان باشد ) .
الضَّرَّة : بن انگشتان و پستان و نيز چربى و دنبه گوسفندان كه از پشتش آويخته است .
عليه السّلام .
ضرب
: ضَرْب زدن دو چيز به يكديگر ، و به تصوّر اختلاف ضرب ( نوع زدن ) در تفسيرش اختلاف هست مثل زدن چيزى با دست و عصا و شمشير و مانند آنها .
در آيه : (
فَاضْرِبُوا
فَوْقَ الْأَعْناقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنانٍ - 12 / انفال ) ( چون پروردگارت به فرشتگان وحى كرد كه با شما هستم ، مؤمنان را پايدارى دهيد كه در دل كافران رعب مىافكند و روى گردنها و انگشتانشان بزنيد ) . و آيات :
(
فَضَرْبَ
الرِّقابِ - 4 / محمّد ) (
فَقُلْنا اضْرِبُوهُ
بِبَعْضِها - 73 / بقره ) (
أَنِ اضْرِبْ
بِعَصاكَ الْحَجَرَ - 160 / اعراف ) (
فَراغَ عَلَيْهِمْ ضَرْباً
بِالْيَمِينِ - 93 / صافّات ) « 1 » (
يَضْرِبُونَ
وُجُوهَهُمْ - 50 / انفال )
هامش
( 1 ) مربوط به بت شكنى حضرت ابراهيم است كه نهانى بسوى بتهايشان مىرود و به آنها مىگويد چرا چيزى نمىخوريد چه شده است كه سخن نمىگوئيد و در آن حال ضربتى سخت به آنها مىزند .