(
وَ لَمَّا ضُرِبَ
ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلًا - 57 / زخرف ) (
ما ضَرَبُوهُ
لَكَ إِلَّا جَدَلًا - 58 / زخرف ) ( آن مثلى كه زدند و گفتند كه خدايان ما بهترند يا او ، جز براى جدل و ستيزه نبود زيرا آنها گروهى ستيزه جويند ) و (
وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَياةِ الدُّنْيا
- 45 / كهف ) .
(
أَ فَنَضْرِبُ
عَنْكُمُ الذِّكْرَ صَفْحاً - 5 / زخرف ) ( آيا چون گروهى اسراف كاريد ما يادآورى و تذكار را از شما باز داريم و در گذريم ) .
مُضارَبَة : نوعى از تجارت است .
مُضَرَّبَة : لباس دوخته شده با دوخت و خطوط زياد .
تَضْرِيب : برانگيختن و تشويق ، گويى كه تشويقى است بر سفر دور و دراز در زمين .
اضْطِرَاب : زياد اين طرف و آن طرف در زمين راه رفتن كه از همان الضّرب في الأرض است .
اسْتِضْرَاب النّاقةِ : فحل و گشن خواستن شتر مادينه .
ضرع
: الضَّرْع : پستان شتر ، گوسفند و غير از آنها .
أَضْرَعَتِ الشّاةُ : شير گوسفند بخاطر نزديكى زائيدنش در پستانش رسيد ، مثل :
أَتْمَرَ و أَلْبَنَ : خرما و شيرش رسيد و زياد شد .
شاةٌ ضَرِيعٌ : گوسفند بزرگ پستان .
و امّا آيه : (
لَيْسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلَّا مِنْ ضَرِيعٍ
- 6 / غاشيه ) .
گفته شده - ضَرِيع - گياه تلخ خشك است يا گياهى سرخ رنگ بدبو ( كه شتران آن را نمىخورند ) و آن را در دريا مىاندازند ، هر چه كه باشد - ضريع - در آيهء اخير اشاره به چيزى زشت و منكر است .