كه خارج از قصد او است از كارش خطايى حاصل مىشود مثل كسى كه قصد تير زدن به شكارى دارد و به انسانى اصابت مىكند از اين عمل معذور است .
4 - كسى كه فعل قبيحى را قصد مىكند ولى از او خلاف آنچه كه قصد كرده بود واقع مىشود در آن حال مىگويند : أصاب الّذى قصده : در قصدش خطا كرد و به هدفش هم رسيد و آن را يافت .
الصَّوْب : همان اصابت و رسيدن است ، مىگويند :
صَابَهُ و أَصَابَهُ . و صَوْب : براى ريزش باران هر وقت كه باندازهاى كه سودمند باشد ببارد ، به كار مىرود . و در آيه :
(
نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ
- 11 / زخرف ) به اندازه باران اشاره كرده است شاعر گويد :
فسقى ديارك غير مفسدها * صوب الرّبيع و ديمة تهمي
( خداى ديار و شهرت را با بارانى كه زيانمند نباشد سيراب كند ، با بارانى بهارى و آبى روان و جارى ) .
الصَّيِّب : ابرى كه ويژهء باران مفيد و سودمند است ، بر وزن - فيعل از ( صاب ، يَصُوبُ ) است .
شاعر گويد :
فكأنّما صَابَتْ عليه سحابة
( گويى كه ابرى بهارى و سودمند بر آن باريده ) و آيه : (
أَوْ كَصَيِّبٍ
- 19 / بقره ) ابرى است با باران ناميدن باران به - صَيِّب - مثل ناميدن باران به - سحاب - است .
اصابَ السّهمَ : وقتى است كه تير به خوبى به هدف مىرسد .
مُصِيبَة : اصلش در تير انداختن است ، سپس مخصوص سختى ، و دشوارى شده است ، مثل آيات :
(
أَ وَ لَمَّا أَصابَتْكُمْ
مُصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَيْها - 165 / آل عمران ) ( چرا وقتى مصيبتى به شما رسيد كه محقّقا دو برابر آن را بر ديگران رسانده بود ، گفتيد اين مصيبت از كجا بما رسيد ؟ ) .