كه آنها مىپرستيدند برگردد ، گويى كه گفته است : پروردگارا مرا از هر چيزى كه از توجّه به تو باز دارد و منصرف كند دور گردان .
صنو
: الصِّنْو : شاخه و پا جوشى كه از ريشهء درخت خارج مىشود ، گفته شده : هُمَا صِنْوَا نخلةٍ : آن دو پا جوشى و دو نهال از خرما بُنِى است .
صِنْوُ أبيه : از ريشهء پدرش است ، تثنيه و جمعش صِنْوَان است .
گفت : (
صِنْوانٌ
وَ غَيْرُ صِنْوانٍ - 4 / رعد ) ( در حالى كه از يك ريشته و غير از يك ريشه هستند در زمين برايتان قرار داده ) .
صهر
: الصِّهْر : داماد و خانوادهء زن كه آنها را - أَصْهَار - گويند و اين نظر خليل است .
ابن اعرابى گفته است : الإِصْهَار حرمت جستن و در پناه بودن به وسيلهء همسايگى يا نسبت يا ازدواج است .
رجلٌ مُصْهِرٌ : وقتى است كه مردى محرميّتى از آنچه قبلا گفته شد داشته باشد .
آيه : (
فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً
- 54 / فرقان ) « 1 » .
الصَّهْر : گداختن و آب كردن چربى ، در آيه : (
يُصْهَرُ
بِهِ ما فِي بُطُونِهِمْ - 20 / حجّ ) « 2 » الصُّهَارَة : آنچه كه ذوب شده است .
هامش
( 1 ) تمام اين چنين است :وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً . . .او خدايى است كه از آب بشرى آفريد و او را نژادى و پيوندى قرار داد و پروردگارت توانا است ، يعنى مردانى و زنان كه نسل و تبارى مستقيم دارند و همچنين پيوند خانوادهها نسبت به يكديگر .
( 2 ) مربوط به گونهاى عذاب دوزخيان است كه مىگويد : نه تنها از خارج بلكه از درون بدن و جانشان نيز گداخته مىشوند و به سزاى دلهائى است ، كه در دنيا سوزاندند و بگفتهء مولوى :اين همه آتش كه بر دلها زدى * مايهء نار جهنّم آمدىآن سخنهاى چو مار و كژدمت * مار و كژدم گردد و گيرد دمت .