تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
و آيه : (
رَبِّ لَوْ لا أَخَّرْتَنِي إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ
وَ أَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ « 1 » - 10 / منافقين ) كه واژه - اصّدّق - در آيهء اخير يا از - صدق است يا از - صدقة . صَدَاق المراة و صداقها و صدقتها : كابين و مهريّه زن است كه به او داده مىشود . أَصْدَقْتُهَا : مهريّه‌اش را دادم . آيه : (
وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ
نِحْلَةً - 4 / نساء ) ( كابين و مهريهء زنان را كه مىخواهيد بدهيد با طيب نفس بپردازيد ) .

صدي

: الصَّدَى : برگشتن صدا است ، و آن صدايى است كه از هر كجا بانگ زده شود و مانعى نباشد به تو بازمىگردد . تَصْدِيَة : هر صدايى كه مثل انعكاس صوت است در اينكه غنايى يا آوازى در آن نباشد . آيه : (
وَ ما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكاءً وَ تَصْدِيَةً
« 2 » - 35 / انفال ) يعنى آوازى مثل
هامش
دادند و سپس دستورات بعدى داده شد . ( مجمع البيان 9 / 253 ) . و از همين روى مولوى در مثنوى اخلاص در عمل را ويژه على عليه السّلام مىداند و مىگويد :از على آموز اخلاص عمل * شير حقّ را دان منزّه از دغل .( 1 ) سخن دنياپرستانى است كه اموال و اولادشان آنها را ازدياد خدا بازمىدارد ، مىگويد : چنان نباشد و گر نه به هنگام مرگ مىگوئيد پروردگار را مرگ ما را تا مدّتى بتأخير بينداز تا اموال سرگرم كننده خويش را ببخشيم و صدقه دهيم و از صالحين باشيم . ( 2 ) آيه فوق در بارهء روش ناپسند كفّار است كه به جاى عبادت و نماز و ذكر خدا و تكبير كه مسلمين انجام مىدادند ، كفّار كف مىزدند و سوت مىكشيدند تا در كار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و مسلمانان خدشه‌اى ايجاد كنند و آنگونه رفتار ناپسند يعنى كف زدن و سوت كشيدن را هم به پندار خود دعا مىدانستند ، لذا خداوند مىفرمايد : دعا كردن آنها در پيشگاه كعبه به غير از سوت كشيدن و كف زدن چيز ديگرى نبود ، پس : (فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ- 35 / انفال ) آن عذاب را به سزاى آنگونه كردار ناپسند خويش كه كفر مىورزيدند بچشيد . تصديه : دست به هم زدن و سر و صدا ايجاد كردن است . هو ان يضرب باحدى يديه على الآخر و يخرج بينهما صوت و هو التّصفيق : تصديقة اين است كه يك دست به ديگرى زده مىشود و صدايى از آن برمىآيد كه همان تصفيق و كف زدن است ( مصباح المنير - اساس البلاغه - مجمع البحرين ) . و اين روش جاهلى را خود باختگان به غرب ، و غرب پرستان پس از مشروطيّت در ايران رواج دادند تا به جاى تكبير و صلوات و درود به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با تقليد .