الصَّحْفَة : قدح و كاسهء پهن و بزرگ ( مثل قصعة كه معرّب كاسه است ) و جمعش صِحَاف است - النّهايه ج 2 ) .
صخخ
: الصَّاخَّة : صدا و بانگ شديد از چيزى كه به صدا درآمده و داراى نطق است .
افعالش - صَخَّ ، يَصِخُّ صَخّاً - و اسم فاعلش - صَاخّ - است .
آيه : (
فَإِذا جاءَتِ الصَّاخَّةُ
- 33 / عبس ) عبارت از قيامت است ، بر حسب اشارهاى كه در آيه : (
يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ
- 73 / انعام ) آمده است و فعل - أَصَاخَ يُصِيخُ ، إِصْخَاخاً - مقلوب آن است .
صخر
: الصَّخْر : سنگ سخت ، در آيات : (
فَتَكُنْ فِي صَخْرَةٍ
- 16 / لقمان ) (
وَ ثَمُودَ الَّذِينَ جابُوا الصَّخْرَ
بِالْوادِ - 9 / فجر ) .
( و قوم ثمود يعنى همان كسانى كه با وسايل و ابزارها كوههاى سخت را مىبريدند و از آنها قصر و خانه مىساختند . به چه سرنوشت شومى دچار شدند ) .
صدد
: الصُّدُود و الصَّدّ : انصراف قطعى و روى گرداندن و خوددارى از چيزى ، مثل آيه :
(
يَصُدُّونَ
عَنْكَ صُدُوداً - 61 / نساء ) و گاهى به معنى منع كردن و برگرداندن است .
مثل آيات : (
وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ
عَنِ السَّبِيلِ - 24 / نمل ) ( شيطان كارهاشان را در نظرشان آراست و سپس از راه حق بازشان داشت ) .
(
وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
- 47 / انفال ) (
قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
- 217 / بقره ) .
( بگو جنگ در ماه حرام گناه بزرگى است و بازداشتنى از راه خداست ) .