و در آيه : (
وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ
- 12 / سباء ) گواه بر اين است كه وفاى به اداى شكر خداى ، مشكل است و لذا جز براى دو تن از اولياءاش ثناى شكر ننموده است :
1 - در بارهء ابراهيم عليه السّلام مىگويد : (
شاكِراً
لِأَنْعُمِهِ - 121 / نحل ) 2 - و در بارهء نوح عليه السّلام (
إِنَّهُ كانَ عَبْداً شَكُوراً
- 3 / اسراء ) .
و آنگاه كه خداوند با واژه - شكر - توصيف شده است ، مىگويد :
(
وَ اللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ
- 17 / تغابن مقصود انعام و بخشايش او بر بندگان و پاداش او به اقامه عبادت آنهاست .
ناقة شَكِرَةٌ : شترى كه پستانش پر از شير است .
هو أَشْكَرُ من بروق « 1 » : بروق گياهى است كه در كمترين باران و رطوبت سرسبز مىشود ( اين ضرب المثل در بارهء كسى است كه كمترين محبّت را هم سپاس مىگويد يعنى او از چنان گياه يا چنان آدمى هم شكرگزارتر است ) الشَّكْر : كنايه از - نكاح - است .
گفتهاند - ان سألتك ثمن شَكْرِهَا - و شبرك أنشأت تظلّها : اگر مهر خويش مطالبه كند او را در سايه خويش گرفتهاى كه كنايه از همسر دائمى است . الشَّكِير : نهال پاجوش كوچك درختان .
شَكَرَتِ الشّجرة : شاخههايش زياد شد .
شكس
: الشَّكِس : بدخوى و بد اخلاق .
و در آيه : (
شُرَكاءُ مُتَشاكِسُونَ
- 29 / زمر ) يعنى بخاطر بد اخلاقى همواره در مشاجره و ستيزهاند .
هامش
( 1 ) بروقة گياهى است كه بدون ريزش باران بر آن سبز و خرّم مىشود و در سايهء ابرها رشد مىكند ( ج 1 مجمع الامثال ) .