به كار مىرود . بطور استعاره مانند واژه - اشتباه است - كه از - شبه - استعاره شده است .
شكو
: الشَّكْو ، الشِّكَايَة و الشَّكَاة و الشَّكْوَى : اظهار اندوه و در ميان نهادن آن با ديگرى است ، شَكَوْتُ و أَشْكَيْتُ : شكوه و گله كردم .
آيه : (
إِنَّما أَشْكُوا
بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ - 86 / يوسف ) يعنى ( اندوه و حزنم را به خدا اظهار مىكنم ) .
و آيه : (
وَ تَشْتَكِي
إِلَى اللَّهِ - 1 / مجادله ) نيز در همان معنى است .
أَشْكَاهُ : او را به شكايت آورد ، مثل - أمرضه : بيمارش كرد .
گفته شده - أَشْكَاهُ : يعنى شكايت و گلهاش را بر طرف كرد .
روايت شده است :
« شَكَوْنَا الى رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلّم حرّ الرّمضاء فى جباهنا و أكفّنا فلم يشكنا » .
( از اثرات داغى ريگها در پيشانى ، و دستهامان به پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله شكوه برديم ، گله ما را پذيرفت و رد نكرد و تسكينمان داد ) . اصل - شَكْو - باز كردن ظرف آب و نشان دادن محتواى آنست و اين واژه يعنى - شَكْوَة - ظرف كوچك آب است و از عبارتى است كه مىگويند بثثت له ما فى وعائى و نفضت ما فى جرابى يعنى : ( هر چه در ظرفم بود عرضه كردم و آنچه در كيسه و هميانم بود بيرون ريختم ) .
عبارت اخير در وقتى به كار مىرود كه هر چه در قلب و دلت هست اظهار كنى .
هامش
انسانها عبارتند از - سرشت - توارث - علم و تجربه ، عامل تربيت و محيط - احساسات و عواطف - عقل و خرد ( خواه اكتسابى يا ذاتى ) عقيدهها و ايمان كه نقشى بسيار قوى در رشد افراد و جامعه دارد و اساسش همان فطرت خداجوئى و كمال يا بى است .