ربح
: الرِّبْح ، فزون شدن و بدست آمدن مبلغ اضافى در داد و ستد . سپس معنى - ربح - گسترش يافته و به بهره و ثمرهاى كه از كار و عمل به انسان برمىگردد اطلاق شده است .
گاهى سود و ربح به صاحب مال نسبت داده مىشود و گاهى به خود مال و متاع مورد معامله مانند آيهء : (
فَما رَبِحَتْ
تِجارَتُهُمْ - 16 / بقره ) .
شاعر گويد :
قَرَوْا أَضْيَافَهُم رَبَحاً بِبُحٍّ
( مهمانان خويش را و خيل و ستورانشان را با قرعه و تقسيم پذيرائى كردند ) .
الرُّبَح : پرنده ، و نيز درخت ، ولى به نظر من ربح - اسمى است براى آنچه كه از سود بدست مىآيد مثل النّقص - يعنى كمى و كاستى ( كه نقطهء مقابل - ربح - است ) .
بُحّ : در مصراع شعر فوق اسمى است براى تيرهائى كه با آنها به صورت قرعه چيزى را تقسيم مىكردند ، و معنى مصراع بالا اين است : كه مهمانان خود را پذيرائى مىنمودند و در عوض حمد و سپاسگزارى مهمانان كه بزرگترين سود است به آنها مىرسيد ، چنان كه شاعر گويد :
هامش
اين آيه يكى از تجليّات فطرت خدايى بشر را در وجود كسانى كه راه كفر پيمودهاند نشان مىدهد زيرا همانها هم با ديدن آيات الهى و قرآنى روشنگر و بيان كنندهء حقايق به حكم فطرت و سرشت خدائى آرزوى مسلمان شدن مىنمايند ولى دنياپرستى و لذّت خواهى مانع تصميم و ارادهء قاطع آنهاست . سپس مىگويد :
بگزارشان بخورند و از لذّات بهرهور شوند و آرزوها سرگرمشان كند به زودى خواهند فهميد كه در اشتباهند ، هيچ شهر و مردمى هلاك نشدهاند مگر بعد از اينكه كتاب معلومى و آيات هدايت كنندهاى داشتهاند و هيچ امّتى بپايان دورهء حيات خويش نمىرسد مگر اينكه اجلشان بدون تأخير به آنها مىرسد .
چنان كه مىبينيم در آيات فوق هلاكتها و سعادتها و عذابها نتيجهء پاسخ ندادن و پاسخ دادن به سرشت و فطرت الهى و پىگيرى راه حق و يا توجّه نكردن به لذّات و دنيا پرستى است .