مُشَفَّعٌ » .
يعنى : قرآن شفاعت كننده و شفاعت پذير است .
الشُّفْعَة : يعنى طلب حقّ ، شركت در چيزى كه داد و ستد شده باشد تا شريكش آن را بما يملك خويش ضميمه كند و از معنى - شفع - است .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود :
« اذا وقعت الحدود فلا شفعة » .
يعنى : ( هر گاه حدود و مقرّرات وقوع يافت و انجام شد ديگر شفعهاى در آن باره نيست ) « 1 » .
شفق
: الشَّفَق : در هم بودن روشنائى روز به تاريكى شب در وقوع غروب خورشيد .
گفت : (
فَلا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ
- 13 / انشقاق ) .
إِشْفَاق : توجّه و عنايتى كه با خوف و بيم همراه باشد زيرا - مُشْفِق - كسى است كه مورد عنايت و توجّه خود را دوست مىدارد و از آنچه را كه به او مىرسد و اصابت مىكند بيمناك است .
در آيه : (
وَ هُمْ مِنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ
- 49 / انبياء ) ( از قيامت هراسناكاند ) .
و اگر با حرف جرّ ( من ) متعدّى شود معنى خوف و ترس در آن آشكارتر است مثل آيه فوق .
و اگر با ( فى ) متعدّى شود معنى توجّه و عنايت در آن روشنتر است - مثل آيه :
(
إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنا مُشْفِقِينَ
- 26 / طور ) يعنى : ( ما قبلا در ميان قوممان كاملا به حقّ عنايت داشتيم ) .
و آيات : (
مُشْفِقُونَ مِنْها
- 18 / شورى )
هامش
( 1 ) شفعه در هر چيزى است كه تقسيم نشده باشد - ابن اثير 2 / 485 - النّهايه .