و (
وَ لا يَشْفَعُونَ
إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى - 23 / انبياء ) يعنى : شفاعت نمىكنند مگر از كسى كه خداوند راضى باشد و (
فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِينَ
- 48 / مدّثر ) يعنى شفاعتشان نمىكنند .
در آيات : (
وَ لا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ
- 86 / زخرف ) (
مِنْ حَمِيمٍ وَ لا شَفِيعٍ
- 18 / غافر ) ( نه از دوستى و نه از شفاعت كنندهاى ) و در آيات : (
مَنْ يَشْفَعْ
شَفاعَةً حَسَنَةً - 85 / نساء ) (
وَ مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً سَيِّئَةً
- 85 / نساء ) يعنى : كسى كه به شخصى غير از خويش پيوسته مىشود و در كار خير و كار شرّ ياوريش مىكند و همسنگ و شفيعش مىشود و در سود و زيانش شركت دارد ، توانش مىبخشد و معاونتش نمايد ، گفته شده شفاعت در دو آيهء اخير ( يعنى شفاعت خير و شرّ ) به اين معنى است كه انسانى براى ديگرى راه خير يا راه شرّى را باز و روشن مىكند و او آن را پيروى مىنمايد ، گويى كه آن انسان همراه اوست و به او پيوسته است چنان كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود :
« من سنّ سنّة حسنة فله اجرها و أجر من عمل بها و من سنّ سنّة سيّئة فعليه وزرها و وزر من عمل بها » .
يعنى : گناه خودش و گناه كسى كه به آن سنّت و روش بد ، عمل كرده است ( بر عهده سنّت گذار و بدعت گذار بد است ) .
و آيه : (
ما مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ
- 3 / يونس ) .
يعنى خداى تعالى است كه تدبير امر مىكند ، و در حلّ و فصل امور ، دوّمى و ثانى براى او نيست مگر اينكه به فرشتگان مدبّر و مقسّم ( كارگزاران جهان آفرينش ) اجازه دهد و آنها آنچه را كه اجازه يافتهاند انجام دهند ، انجام مىدهند .
اسْتَشْفَعْتُ بفلان على فلان : از او براى ديگرى شفاعت خواستم .
فَتَشَفَّعَ لى : شفاعتم كرد .
شَفَّعَهُ : شفاعتش را پاسخ داد ، در اين باره سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است كه :
« القرآن شَافِعٌ