شَرَط : علامت و نشانه .
أَشْرَاط السّاعة : نشانههاى قيامت .
در آيه : (
فَقَدْ جاءَ أَشْراطُها
- 18 / محمّد ) شُرَط : پيشتازان و چاوشان يا شحنگان و مأموران نظم جامعه ( شرطة اللّه : ياران و انصار خداى ) و چون داراى علامات و نشانههايى هستند اينطور ناميده شدهاند تا با آن علامت شناخته شوند . ( أَشْرَاطُ القومِ : نجباى قوم ) و همچنين - أَشْرَاطُ الابل : شترانى كه بر گردنشان علامت هست . أَشْرَطَ نفسه للهلكة : وقتى است كه كسى عملى انجام دهد كه نشانهء مرگ و هلاكت است يا شرط مردن و هلاكت در آن باشد .
شرع
: الشَّرْع : راه روشن و واضح .
شَرَعْتُ له طريقا : راهى برايش باز كردم .
الشَّرْع : مصدر است ، بعدا به صورت اسم براى راه ، به كار رفته كه آن را - شِرْع و شَرْع و شَرِيعَة - گفتهاند ، سپس براى راه خدايى و الهى استعاره شده است .
در آيه : (
شِرْعَةً
وَ مِنْهاجاً - 48 / مائده ) شِرْع اشاره به دو امر است :
اوّل - در معنى سرشت و نهاد و آنچه را كه خداى تعالى انسان را بر آن آفريده و مسخّر گردانيده و آن راهى است كه آن را اراده و قصد كرده است و نتيجتا به مصلحت بندگان و آبادانى بلاد بازمىگردد همانست كه در آيه زير به آن اشاره شده است كه :
(
وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا
« 1 » - 32 / زخرف ) .
هامش
( 1 ) آيات قرآنى حتّى اگر كاملا مجرّد و هر كدام به تنهايى مورد نظر و انديشه قرار گيرد ، به خوبى فهميده مىشود كه مربوط به كدام سوره است و اين خود يكى از معجزات قرآن كريم است ، آيهء فوق در بارهء درجات مختلف دنيايى افراد در زندگيست ، مربوط به سوره زخرف يعنى مال و متاعى كه زر اندوز است و نقش و نگار ظاهرى شده است و حال اينكه در واقع چنان نيست و چيزى گذرا و پوچ و فريبنده است ، چنان كه - زخرف القول : سخنى دروغين و به ظاهر شيرين است .