يعنى : ( شِرْعَة : راه و پيروى كردن از قرآن و منهاج : راه و پيگيرى سنّت است ) .
و آيه : (
شَرَعَ
لَكُمْ مِنَ الدِّينِ - 13 / شورى ) اشاره به اصولى است كه تمام كيشها و آئينها در آن مساويند و نسخ در آن صحيح نيست مثل معرفت و شناخت خداى تعالى ، مانند آنچه كه آيه :
(
وَ مَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ
- 136 / نساء ) . به آن دلالت دارد .
عدّهاى از علماء گفتهاند - شريعت از اينجهت اينچنين ناميده شده كه تشبيهى است به - شَرِيعَةُ الماء : يعنى هر كسى به راستى راهى راست و مستقيم به آب و آبشخور پيدا كند به حقيقت سيراب و پاكيزه مىشود و منظور از سيراب شدن يا - الرّى - چيزى است كه حكماء گفتهاند :
« كنت أشرب فلا أروى فلمّا عرفت اللّه تعالى رويت بلا شرب » ( نوشيدم ، سيراب نمىشدم ، همين كه خداى تعالى را شناختم - بدون نوشيدن سيراب شدم ) و منظور از پاكيزه شدن يا تطهير آن چيزى است كه خداى تعالى گويد :
(
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً
- 33 / احزاب ) و در آيه : (
إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً
- 163 / احزاب ) شُرَّعاً - جمع - شارع - است .
( ماهىها گروه گروه روز شنبهشان به سويشان مىآمدند ) .
شَارِعَةُ الطّريق : جمعش - شَوَارِع - است ( يعنى گذرگاهها ، و خيابانها ) .
أَشْرَعْتُ الرّمحَ : نيزه را به سويش مستقيم گرفتم .
شَرَعْتُهُ فهو مَشْرُوعٌ : به طريق شرع انجامش دادم و شرعى است .
شَرَعْتُ السفينةَ : بادبان كشتى را برافراشتم تا حركتش دهد و به يك سوى هدايتش كند .
هم فى هذا الأمر شَرْعٌ : آنها در اين كار يكسانند يعنى با هم شروع مىكنند ، شَرْعُكَ من رجل زيد : اين اندازه كافى است كه زيد را طلب كنى يعنى او كسى است كه در كارش تو را وارد مىكند يا تو او را در كارت وارد مىكنى .