و آيه : (
سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا
- 27 / ملك ) .
واژه - سُوء ( زشتى و بدى ) از اين جهت به چهرهها نسبت داده شده كه همواره اثر سرور و غم در چهره ظاهر مىشود . و آيه : (
سِيءَ بِهِمْ وَ ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً
« 1 » - 77 / هود ) حلّ بهم ما يسوءهم : چيزى كه به سختى دچارشان مىكرد به آنها رسيد و آنها را فرا گرفت . و آيات : (
سُوءُ الْحِسابِ
- 18 / رعد ) و (
وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ
- 25 / رعد ) يعنى حساب اعمال و جايگاه دشوار و ناگوار .
واژه - سَوْأَة - براى عورت و جثّه كنايه شده است . گفت (
كَيْفَ يُوارِي سَوْأَةَ أَخِيهِ
- 31 / اعراف ) (
فَأُوارِيَ سَوْأَةَ أَخِي
- 31 / مائده ) (
يُوارِي سَوْآتِكُمْ
- 26 / اعراف ) (
بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما
- 22 / اعراف ) (
لِيُبْدِيَ لَهُما ما وُورِيَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما
- 20 / اعراف ) ( شيطان وسوسهشان كرد تا آنچه از عوراتشان پوشيده بود آشكار كنند ) .
هامش
( 1 ) همين كه فرشتگان مأمور عذاب قوم لوط بر پيامبرشان وارد شدند از ورودشان غمگين و دلتنگ شد كه نشانه عجز بر دفع و چاره جوئى گناهان مكروه قوم است و - رحب الذراع - در بارهء كسى است كه توانائى دارد .