تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
(
أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها
- 46 / حجّ ) « 1 » را مىطلبند و پى مىگيرند .

سود

: السَّوَاد : رنگى كه نقطهء مقابل سپيد است ( سياهى ) . اسْوَدَّ و اسْوَادَّ : سياه شد . آيه : (
يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ
وُجُوهٌ - 106 / آل عمران ) ( روزى كه چهره‌هائى سپيد و شاد و چهره‌هايى تار و ناشاد مىشود ) پس سپيد شدن چهره‌ها عبارتست از مسرّت و شادى و سياهى آنها عبارت از اندوه و بد حالى است مثل آيه : (
وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا
وَ هُوَ كَظِيمٌ - 58 / نحل ) . ( همين كه بشارتشان دهند كه همسرشان دختر زائيد چهره‌شان در حالى كه خشمگينند سياه مىشود و خشم فرو مىبرند ) كه بعضى سياه شدن و سپيد شدن صورت‌ها را بر محسوس و ظاهر معنى آن حمل كرده‌اند ولى نظر اوّل شايسته‌تر است زيرا سياه و سپيد شدن پوست صورت در دنيا هم مىشود و آيهء فوق مربوط به آخرت است . و بر اساس معنى مسرّت و شادى و يا سپيدى چهره و عكس آن مىگويد : (
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ
- 22 / قيامه ) و (
وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ باسِرَةٌ
- 24 / قيامه )
هامش
( 1 ) آيا در زمين سير نكرده‌اند تا دلهايى انديشمند و گوشهائى درك كننده داشته باشند ، بديهى است عقل و شنيدن ظاهرى مراد آيه نيست بلكه منظور عبرت گيرى و دريافتن حقيقت حيات است ، تا نپندارند كه نعمات الهى در زمين بى جهت در اختيار آنهاست و فرجام ندارند ، كه به گفتهء سعدى :اى كه بر پشت زمينى همه وقت آن تو نيست * دگران در شكم مادر و پشت پدرندآنكه پا از سر نخوت ننهادى بر خاك * عاقبت خاك شد و خلق بر او مىگذرندتا تطاول نپسندى و تكبّر نكنى * كه خدا را چو تو در ملك بسى جانورندسعديا مرد نكو نام نمىرد هرگز * مرده آنست كه نامش به نكوئى نبرند .
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 273 | الراغب الأصفهاني / غلامرضا خسروى حسينى