شترى است كه در چراگاه به حال خود رها مىشود و از آب و علف دورش نمىكنند و اين در صورتى است كه پنج بار زائيده باشد .
و - انْسَابَتِ الحيّةُ انْسِيَاباً : مار بسرعت خزيد .
السَّائِبَة : بندهاى است كه آزاد مىشود ولى آزادى و توان قدرتش باز هم در اختيار آزاد كنندهاش باشد و مال و ميراثش و رابطهاش را هرطور و هر كجا مىخواهد قرار مىدهد و اين همان چيزى است كه در شرع از آن نهى شده است .
السَّيْب : بخشش ، و نيز - السِّيب : راه و مجراى آب و اصلش از - سَيَّبْتُهُ فَسَابَ - گرفته شده ، يعنى به جريانش انداختم و جارى شد .
هامش
كه مىگويند : خداى تعالى آفريننده كفر و گناهان و بت پرستى و ساير قبايح است . ولى خداوند در اين آيه اين نظر را نفى مىكند از اينكه او جاعل - بحيرة - سائبة - وصيلة - حام - باشد و آنها مىپندارند كه خداوند جاعل و خالق صفات و نامگذارى آنهاست و اين سخن نسبت به خداى تعالى تكذيبى و جسارتى بر اوست ، سپس مىگويد : آنها به اين سخنانشان كفر ورزيدند و افتراء زدند به اينكه چيزى را به خداوند نسبت دادند كه از فعل او نيست و اين موضوعى روشن است و اشكالى در آن نيست و معنى آيه اينست : خداوند چيزهايى از اين قبيل كه قبل از اسلام حرام مىكردند ، حرام نكرده است و امر به آن هم ننموده :
1 - بحيرة شترى بود كه پنج بار مىزائيد و آخرينش شتر نر بود ، و گوشش را شكاف مىدادند و رهايش مىكردند و خوردن گوشتش را حرام مىدانستند ، سوار بر آن نمىشدند و بار بر آن نمىنهادند حتّى اگر عليل يا درماندهاى از راهى هم به آن شتر مىرسيد سوارش نمىشد .
2 - سائبة : وقتى كسى براى وارد شدن كسى از سفر يا بيمارى و از اين قبيل چيزها نذرى مىكرد مىگفت : شترم - سائبة - است و آن را رها مىكرد و يا اگر بندهاى آزاد مىشد او را بدان حمايت و ميراث و پيوند در دوستى رها مىكردند و او را نيز - سائبة - مىگفتند .
3 - وصيلة : مادّه گوسفندى بود كه نوزاد دو قلويش را اوّل ماده بعد نر مىزائيد آن را هم رها مىكردند و يا اينكه براى بتهاشان ذبحش مىكردند و اگر نوزاد اوّل نر و دوّم مادّه بود ذبحش نمىكردند .
4 - حام - شتر نرينهاى بود كه سوارش نمىشدند و اگر ده بار مىزائيد مىگفتند پشت او بيمه شده است و نبايد بارى بر آن نهند و رهايش مىكردند ( تبيان / شيخ طوسى - 4 / 106 ) .
5 - و در آيهء بعد سخن دروغين آنها را كه چنين مسائلى را از سوى خداى مىدانستند رد مىكند و مىگويد : (يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ- 103 / مائده ) .
نكتهاى كه قابل ذكر است اينست كه در سراسر قرآن عبارت -أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ *- و مشابه آن عبارت ، هرگز در باره مسلمانان بيان نشده ، زيرا همواره خداپرستى و اسلام و ايمان لازمهاش انديشه و تعقّل و عمل و هدايت يافتگى است تمام آيات( أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ ) *در قرآن در باره غير مسلمين است .