سهل
: السَّهْل : زمين هموار و مسطّح ، نقطهء مقابلش الحزن : زمين سنگلاخ و مرغزار است در آيه : (
مِنْ سُهُولِها
قُصُوراً « 1 » - 74 / اعراف ) .
أَسْهَلَ : به زمين هموار رسيد .
رجل سَهْلِىٌّ : مردى دشتى و بيابانى .
نهر سَهْلٌ : جوى آبى كه در دشت جارى است .
رجلٌ سَهْلُ الخلق : مردى نرمخوى ، و حزن الخلق - درشتخوى و خشن . سُهَيْل - نام ستارهاى است ( كه سحرگاهان در آخر فصل گرما برمىآيد و در زمان از سال ميوهها مىرسند و پخته مىشوند ) .
سهم
: السَّهْم : ( تير ) چيزى است كه پرتاب مىشود و نيز آنچه را كه براى تير پرتابهاى شرطى زده مىشود . و مانند آنها . در آيه : (
فَساهَمَ
فَكانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ - 141 / صافات ) .
( آيه در بارهء حضرت يونس عليه السّلام است كه در كشتى پر از مسافر وارد شد سپس قرعه زدند و او از پرتاب شدگان در آب شد ) .
اسْتَهَمُوا : قرعه زدند .
هامش
( 1 ) تمام آيه چنين است : (تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِها قُصُوراً وَ تَنْحِتُونَ الْجِبالَ بُيُوتاً فَاذْكُرُوا آلاءَ اللَّهِ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ- 74 / اعراف ) .
سخن حضرت صالح به قوم خويش ، بعد از هلاكت و سرنگونى قوم ستمگر و عيّاش ، عاد است كه مىگويد :
اى مردم خداى را پرستش كنيد كه جز او معبودى و آفريدگارى نيست ، ناقهاى كه مىبينيد ، نشانهاى است از پروردگارتان ، او را واگذاريد تا در سرزمين خدا بچرد آزارش نرسانيد كه عذابى دردناك شما را فرا خواهد گرفت .
خداوند شما را بعد از قوم عاد جانشين گردانيد ، و در اين سرزمين هموار سكناتان داد كه در دشتهايش كاخها مىسازيد و از كوهها خانه مىتراشيد ، نعمتها و بخششهاى خداى را به ياد آريد و با گردنكشى و گستاخى در زمين فساد نكنيد .