و همچنين آيه : (
سَمِعْنا
وَ أَطَعْنا - 285 / بقره ) يعنى شنيديم و فرمانبردارى نموديم .
و آيه : (
وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ قالُوا سَمِعْنا وَ هُمْ لا يَسْمَعُونَ
- 21 / انفال ) كه جايز است معناى
سَمِعْنا
فهميديم باشد و آنها نمىفهميدند و يا اينكه معنايش ، فهميديم باشد امّا به موجب آن عمل نمىكردند و زمانى كه به مقتضاى آنچه را كه مىگفتند ، شنيديم و فهميديم عمل نمىكنند ، در واقع در حكم اينستكه چيزى را نشنيده باشند ، سپس خداى تعالى گويد :
(
وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ
لَتَوَلَّوْا - 23 / انفال ) يعنى اگر خداوند چيزى در آنها مىدانست قدرت فهمشان مىداد به اين معنى كه براى آنها نيرويى قرار مىداد كه با آن بفهمند .
و در معنى آيه : (
وَ اسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ
- 46 / نساء ) دو وجه گفته مىشود :
1 - درخواست ناشنوائى و نااستوارى در راى براى او ( براى پيامبر ) 2 - دعا و درخواست مستقيم در حقّ او .
معنى اوّل مثل أَسْمَعَكَ اللّهُ است : خداوند ناشنوايت كند .
معنى دوّم اينكه ، گفته شود - أَسْمَعْتُ فلانا - زمانى است كه او را ناسزا بگوئى و اين عبارت در ناسزا گفتن معمول است .
روايت شده است كه اهل كتاب آيهء فوق را به پيامبر ( ص ) مىگفتند با اين توهّم و ايهام كه او را تعظيم مىكنند و بزرگ مىدارند و در حقّش دعا مىكنند و حال اينكه آن را عليه او مىگفتند .
و خداوند در هر موضعى از قرآن واژه سمع : شنيدن ، را در بارهء مؤمنين اثبات نموده و آن را از كافرين نهى مىكند ، يا تشويق بر به كار بردن نيروى شنوايى است و يا قصد و هدف تصوّر در معنى شنيدن ، و انديشيدن در آن است : مثل آيات : (
أَمْ لَهُمْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها
- 195 / اعراف ) و (
صُمٌّ بُكْمٌ
- 18 / بقره ) و (
وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً
- 25 / انعام ) و هر گاه خداى تعالى را با كلمه - سمع - توصيف كنى ( سَمِيع - سَامِع - 9 مقصود علم و آگاهى خداوند به مسموعات و پاداش به آنهاست مثل آيات : (
قَدْ سَمِعَ
اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجادِلُكَ