خداى تعالى گويد : (
وَ سَقاهُمْ
رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً « 1 » - 21 / انسان ) و (
وَ سُقُوا
ماءً حَمِيماً - 15 / محمّد ) و (
وَ الَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَ يَسْقِينِ
- 79 / شعراء ) . و در معنى إسقاء مىگويد : (
وَ أَسْقَيْناكُمْ
ماءً فُراتاً - 27 / مرسلات ) ( و آبى گوارا ، شما را نوشانيديم و بشما داديم ) .
و (
فَأَسْقَيْناكُمُوهُ
- 22 / حجر ) ( آن را آبشخورتان قرار داديم ) .
و آيه : (
نُسْقِيكُمْ
مِمَّا فِي بُطُونِها - 21 / مؤمنون ) كه با فتحه و ضمّه حرف اوّل ( حرف نون ) هر دو هست . نصيب و بهره از آب و نوشيدنى را هم - سقى - گفتهاند .
ولى - سقى - زمينى است كه آبيارى مىشود چون سقى و سقى هر دو مفعولند مثل - نقض - بجاى - منقوض .
اسْتِسْقَاء : آب خواستن و طلب نصيب و سهم ، آب خداى تعالى گويد : (
وَ إِذِ اسْتَسْقى
مُوسى - 60 / بقره ) .
سِقَاء : مشك و ظرف آب .
أَسْقَيْتُك جِلْداً : پوست و چرمى به تو دادم كه مشك درست كنى .
خداى تعالى گويد : (
جَعَلَ السِّقايَةَ
فِي رَحْلِ أَخِيهِ - 70 / يوسف ) - سِقَاية - همان - صاع و صُوَاع - يعنى پيمانه ملك بوده بخاطر اينكه با آن آب داده مىشود سقاية و يا بخاطر اينكه با آن وزن و پيمانه مىكردند - صُواع - ناميده شد .
سكب
: آيه (
وَ ماءٍ مَسْكُوبٍ
- 31 / واقعه ) يعنى آب ريخته شده .
فرس سَكْب الجَرْي : اسب تيزرو و فراخ گام .
سَكَبْتُه فَانْسَكَبَ : آن را ريختم و جارى ساختم سپس جارى شد .
هامش
( 1 ) چون واژه شراب - در زبان عربى به معنى هر نوع نوشيدنى است . لذا خداوند براى رفع ابهام آن را با صفت طهورا - يعنى پاك نه آلوده و حرام بيان نموده تا از نوشيدنى نوع پليد و حرام آن - مشخّص باشد كه متأسّفانه بعدها از واژهء شراب همان خمر و مى كه حرام است تصوّر شده است .