حالتى است كه در ميان انسان و عقلش سدّ مىشود و نيز - سِكْر - همان سد و بند است . ( يعنى انسان ميان خود و آب حياتبخش عقلش سد ايجاد كرده است ) .
خداى تعالى گويد : (
إِنَّما سُكِّرَتْ
أَبْصارُنا « 1 » - 15 / حجر ) كه گفتند نديدن و بسته شدن چشمان يا از سد شدن جلوى ديدگان است يا از سكر و مدهوشى .
لَيْلَة سَاكِرَة : شبى ساكن و آرام كه به اعتبار مستى و بى حال شدن در حال مدهوشى است ( بادى نمىوزد ) .
سكن
: السُّكُون : ايستادن و ثابت شدن چيزى بعد از حركت است و در ساكن شدن و منزل گزيدن نيز به كار مىرود - مثل - سَكَنَ فلانٌ مكانَ كذا : يعنى : منزل گزيد . مَسْكَن :
اسم مكان است ، يعنى جاى سكونت ، جمعش - مَسَاكِن - است .
خداى تعالى گويد : (
لا يُرى إِلَّا مَساكِنُهُمْ
- 25 / احقاف ) ( اشاره به آثار و باقيماندههاى ديار گذشتگان است ) .
و (
وَ لَهُ ما سَكَنَ
فِي اللَّيْلِ وَ النَّهارِ - 13 / انعام ) ( هر چه در شب و روز آرام و قرار گرفته از اوست و او شنوا و داناست ) .
و آيه : (
لِتَسْكُنُوا
فِيهِ - 67 / يونس ) در معنى اوّل مىگويند - سَكَنْتُه و در معنى دوّم مىگويند - أَسْكَنْتُه : سكنايش دادم . مثل آيه : (
رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ
مِنْ ذُرِّيَّتِي - 37 / ابراهيم ) و
هامش
بعينها و السّكر من كلّ شراب » يعنى خمر و هر نوشيدنى مستكنندهاى حرام است ( نهايه 2 / 383 ) .
فخر رازى به نقل از ابو مسلم اصفهانى حديثى عقل مىكند كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : « كلّ مسكر خمر و كلّ خمر حرام و من شرب الخمر فى الدّنيا و لم يتب منها لم يشربها فى الآخرة » يعنى هر مست كنندهاى خمر است و هر خمرى حرام و كسى كه در دنيا خمر بنوشد و از آن توبه نكند در آخرت از نوشيدنى پاك بهشتى محروم است ( تفسير كبير - 4 / 146 ) .
( 1 ) اشاره به حالت لجاج و خودسرى استهزاء كنندگان به مؤمنين و خودفريفتگانى است كه خداوند در بارهشان مىگويد : اگر اينان به آسمان هم راهى برايشان باز كنيم و بر آن بالا روند ، شكوه آفرينش و حقايق را نيز مشاهده كنند باز مىگويند چشمان ما بسته شده و گيج هستيم (بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَسْحُورُونَ- 15 / حجر ) .