( سخن كفّار و ستمگران است كه با غرور مىگويند بر سر ما آسمان را فرود آر و ساقط كن ) .
سِقَط و سِقَاط : هر چيز بىارزشى كه كم به حساب مىآيد و از اين معنى است عبارت : رجل سَاقِط : كسى كه از نظر شخصيّت بىمقدار و پست است .
در - أَسْقَطَه كذا و أَسْقَطَتِ المرأةُ - دو معنى فوق كه گفته شد يعنى ( سقوط و پستى با هم در هر دو عبارت معتبر است يعنى : 1 - سقوط از بلندى 2 - پستى و فرومايگى .
ولى عبارت ، أَسْقَطَتِ المرأةُ : گفته نمىشود مگر در بارهء زنى كه بچّهاش را قبل از تولّد طبيعىاش سقط كند و بيندازد و به آن بچّه هم - سَقْط گويند .
و عبارت - سَقْطُ الزَّنْد « 1 » : يعنى : اخگر جهنده به شباهت همان بچّه سقط شده است كه چنين ناميده شده .
خداى تعالى گويد : (
وَ لَمَّا سُقِطَ
فِي أَيْدِيهِمْ - 149 / اعراف ) - يعنى : همين كه پشيمان شدند . و ( تَسَّاقَطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا - 25 / مريم ) يعنى تا نخل بر تو خرماى تازه فرو ريزد كه - تَسَاقَطْ - با تخفيف حرف ( ت ) تتساقط بوده كه يك حرف ( ت ) حذف شده و هر گاه تَسَاقَط خوانده شود بر وزن تَفَاعَل - مطاوعة فَاعَلَ است كه متعدّى شده چنان كه وزن تَفَعَّلَ - متعدّى مىشود ، مثل تَجَرَّعَه .
آيهء فوق به صورت : يَسَّاقَطْ عَلَيْكِ هم خوانده شده ، يعنى ( خرما بن برايت رطب فرو ريزاند ) .
هامش
( 1 ) سقط الزّند همان كتاب معروف ابو العلى معرّى است كه سه دانشمند معروف - تبريزى - بطلميوسى - خوارزمى - بر آن شرح نوشتهاند و در چهار مجلّد چاپ شده گوئى مثل كودكى سقط شده و ناقص است كه كمبود دارد و بايستى با شرح مفصّل و تأويلات تفسير شود .