دوستى را بر آنان آشكار مىكنند تفسير شده است و اين معنى صحيح است زيرا - إسْرَار - سرّ گفتن به غير اقتضاء ، آشكار كردن آن است براى كسى كه راز به او مىرسد هر چند كه معنى صحيح - سرّ - اينستكه كسى آن را از غير خويش پنهان دارد پس وقتى مىگويند - أَسْرَرْتُ الى فلان - از جهتى پنهان داشتن و از جهتى ديگر اظهار كردن آن را ، اقتضاء مىكند و بر اين اساس ، آيه : (
وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْراراً
- 9 / نوح ) است .
سِرّ - به طور كنايه يعنى نكاح ، به جهت اين كه پوشيده و مخفى از نظرها انجام مىشود ( نكاح دو معنى حقيقى و مجازى دارد :
1 - عقد ازدواج و همسرى كه آشكار است .
2 - مقاربت كه مخفى و پوشيده از انظار ديگران است ) .
سرّ : به طور استعاره در مورد خالص و پاك بودن چيزى به كار مىرود مثل عبارت : هو من سِرّ قَوْمِهِ : او از پاكان قوم خويش است .
سِرُّ الوادي و سِرَارَتُه : جاى خوش آب و هواى دره كوهستان .
سُرَّة البطن « 1 » - نافى كه نوزاد بعد از بريدن نافش باقى مىماند و در قسمت پوست شكم پوشيده مىشود .
سُرّ و سُرَر : آنچه كه از چيزى قطع مىشود .
أَسِرَّة الرَّاحَة : خطوط ميانى كف دست .
أَسَارِير الجبهة : خطوط پيشانى .
سَرَار : روزى كه در آخر ماه ، قمر پوشيده است و ديده نمىشود .
سُرُور : شادمانى و آنچه كه از شادى در خاطر پوشيده است ( شادى تازه روئى و شادمانى ) .
خداى تعالى گويد : (
وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً
- 11 / انشقاق ) ( يعنى تازه روئى و
هامش
( 1 ) سرّ - در معنى وسط دره است كه محلّى است گود و آب در آنجا جمع مىشود كه از نظرها پنهان است و بهترين محلّ كوهستان است . و وسط هر چيزى را - سرّة - گويند ( مصباح المنير - لس ) .