( مرا سخت دشنام مده ، تو ناسزا گوى من نيستى زيرا ناسزا گوئى من از مردان بخشنده است ) .
السُّبَّة : آنچه كه مورد سبّ و دشنام قرار مىگيرد و به طور كنايه يعنى : پشت و دبر ، اين چنين نامگذارى مثل - سبّة - در معنى - سوأة - يعنى عورت و عمل زشت زناست .
السَّبَّابة - انگشت كنارى ، انگشت ابهام و از داخل دست ، انگشت دوّم سبّابه است كه در موقع دشنام دادن با آن انگشت به طرف مقابل اشاره مىشود مثل ناميدن همان انگشت به - مُسَبِّحة - براى اينكه در موقع تسبيح گفتن حركت دارد .
سبت
: اصل سَبْت يعنى قطع كردن و بريدن و از اين معنى است عبارت - سَبَتَ السَّيْرَ - يعنى راه و مسير را طىّ كرد .
سَبَتَ شَعَرَهُ : مويش را چيد .
سَبَتَ أنْفَه : بينىاش را بر كند .
گفتهاند : ناميدن يوم السَّبْت ( روز شنبه ) براى اين است كه خداى تعالى در روز يكشنبه آفرينش آسمانها و زمين را آغاز كرده و پس از شش دوران ( ستّه ايّام ) چنان كه در قرآن ياد كرده است در روز شنبهء بعد آن را قطع كرد ( اين مطالب را مرحوم مؤلّف ، با واژه قيل يعنى گفته شد در مورد عقايد يهود كه در آيات ديگر قرآن آمده است نقل مىكند و گر نه
كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ
: آفرينش خداى ، تداوم دارد ) . از اين روى آخرين روز ، يعنى شنبه - يوم السّبت - ناميده شد .
سَبَتَ فلانٌ : روز شنبه بازگشت .
و آيهء : (
يَوْمَ سَبْتِهِمْ
شُرَّعاً - 163 / اعراف ) گفته شده يعنى روز پايان كار .
و آيه : (
يَوْمَ لا يَسْبِتُونَ
- 163 / اعراف ) روزى كه كار را تمام نمىكنند و يا روزى كه در شنبه نبودند ، كه هر دو اشاره به يك معنى است و آيه : (
إِنَّما جُعِلَ السَّبْتُ
- 124 / نحل )