( مربوط به كاروانيانى است كه حضرت يوسف ( ع ) را از چاه در آوردند ،
وَ شَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَراهِمَ مَعْدُودَةٍ وَ كانُوا فِيهِ مِنَ الزَّاهِدِينَ
: او را به بها اندك و درمهاى چند فروختند در حالى كه به آن بى اعتنا بودند ) .
زهق
: زَهَقَتْ نفْسُه : از غم و اندوه آن چيز خارج شد .
خداى تعالى گويد : (
وَ تَزْهَقَ
أَنْفُسُهُمْ « 1 » - 55 / توبه ) .
زيت
: زَيْت : زَيْتُون و زَيْتُونة : - مثل - شجر و شجرة .
خداى تعالى گويد (
زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ
- 35 / نور ) زيت عصاره و جوهر زيتون است : (
يَكادُ زَيْتُها
يُضِيءُ - 35 / نور ) .
زَاتَ طعامَه : در غذايش زيتون ريخت ، مثل سَمَنَه : در آن روغن ريخت .
زَاتَ رأسَه : سرش را زيتون ماليد ، مثل - دَهَنَه به - كه در همان معنى است يعنى چرب كردن سر .
ازْدَاتْ : يعنى ادَّهَنَ : روغن ماليد ( بحث تاريخى و جغرافيائى اين واژه در ذيل واژه
هامش
( 1 ) آيه : (وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ كافِرُونَ- 55 / توبه ) يعنى : جانهاشان در حالى كه كافرند از جسمشان خارج مىشود .
و -زَهَقَ الْباطِلُ: باطل نابود شد و از بين رفت كه حق بيايد و بر باطل غلبه كند و پيشى گيرد كه در حقيقت باطل زايل شدنى است .
زهى الشّىء : آن چيز تلف شد ، ولى - ازهاق - از باب افعال يعنى پر شدن مثل ازهقت الأنا : ظرف را پر كردم .
ازهرى از قول ليث نقل مىكند كه - الزّهق - گودالى است كه حيوانات در آن مىافتند و هلاك مىشوند .
ابن قتيبه از قول ابن عبّاس به روايت كلبى نقل مىكند كه در آيه : (إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ بِها فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ كافِرُونَ- 55 / توبه ) خداوند به پيامبر ( ص ) مىفرمايد (فَلا تُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ إِنَّما- 55 / توبه ) .
يعنى : هزاران سرمايه و تبارشان يا گروه و قبيله شاه در دنيا تو را به شگفتى نيندازد ، خداوند مىخواهد با همانها در آخرت عذابشان كند .
( تهذيب اللّغه - 5 / 392 - تأويل مشكل القرآن 160 - مجمع البحرين 5 / 179 - مصباح المنير 1 / 313 ) .