زمر
: در آيه : (
وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً
- 73 / زمر ) .
يعنى : ( پرهيزكاران را گروه گروه به سوى بهشت روان سازند ) .
زُمَر جمع - زُمْرَة - است يعنى جمع و گروه كم و از اين معنى : شاة زَمِرَة : گوسفند كم مو ، است .
و - رجلٌ زَمِرٌ : مرد كم مروّت و ناجوانمرد .
و - زَمَرَتِ النَّعَامَة تَزْمِرُ زَمَاراً : ( شتر مرغ به سختى رم كرد ) .
و اين معنى - الزَّمر و الزَّمَّارَة - كه كنايه از خودسر و فاجر و بدكاره است ، مشتق شده .
زمل
: آيه : (
يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ
- 1 / مزمّل ) يعنى : اى كسى كه در جامهات پوشيده شدهاى ، و به طور استعاره كنايه از كسى است كه در كارش كوتاهى و غفلت نموده كه تعريضى نسبت به اوست .
الزُّمَيْل : ضعيف و ناتوان .
مادر تَأَبَّطَ شرّاً ( شاعر معروف قبل از اسلام ) گفته است :
ليس بزُمَّيْل شَرُوب للقَيْل « 1 » .
زنم
:
هامش
( 1 ) تأبّط شرّا - كه اسمش جابر بن سفيان فهمى است يكى از عيّاران شب رو و شعرا پيشتاز جاهلى است نام تأبّط شرّا را مادرش بر او نهاده . روزى از منزل بيرون رفته و شمشيرش زير بغلش بود كسى احوالش را از مادرش پرسيد گفت ( لا ادرى تأبّط شرّا و خرج ) نمىدانم شرّ زير بغل داشت و خارج شد و تمام عبارت فوق همچنين است :وا ابناء وا ابن السّبيل ، * ليس بزميل شروب للغيليضرب بالذيل كمقرب الخيل: واى بر كسى كه فرزند راه و سفر است او ضعيف نيست كه شير زن باردار خورده باشد همچون اسب اصيل بكنار صاحبش برمىآيد ( لس 11 / 311 ) .