تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤

زمر

: در آيه : (
وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً
- 73 / زمر ) . يعنى : ( پرهيزكاران را گروه گروه به سوى بهشت روان سازند ) . زُمَر جمع - زُمْرَة - است يعنى جمع و گروه كم و از اين معنى : شاة زَمِرَة : گوسفند كم مو ، است . و - رجلٌ زَمِرٌ : مرد كم مروّت و ناجوانمرد . و - زَمَرَتِ النَّعَامَة تَزْمِرُ زَمَاراً : ( شتر مرغ به سختى رم كرد ) . و اين معنى - الزَّمر و الزَّمَّارَة - كه كنايه از خودسر و فاجر و بدكاره است ، مشتق شده .

زمل

: آيه : (
يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ
- 1 / مزمّل ) يعنى : اى كسى كه در جامه‌ات پوشيده شده‌اى ، و به طور استعاره كنايه از كسى است كه در كارش كوتاهى و غفلت نموده كه تعريضى نسبت به اوست . الزُّمَيْل : ضعيف و ناتوان . مادر تَأَبَّطَ شرّاً ( شاعر معروف قبل از اسلام ) گفته است :
ليس بزُمَّيْل شَرُوب للقَيْل « 1 » .

زنم

:
هامش
( 1 ) تأبّط شرّا - كه اسمش جابر بن سفيان فهمى است يكى از عيّاران شب رو و شعرا پيشتاز جاهلى است نام تأبّط شرّا را مادرش بر او نهاده . روزى از منزل بيرون رفته و شمشيرش زير بغلش بود كسى احوالش را از مادرش پرسيد گفت ( لا ادرى تأبّط شرّا و خرج ) نمىدانم شرّ زير بغل داشت و خارج شد و تمام عبارت فوق همچنين است :وا ابناء وا ابن السّبيل ، * ليس بزميل شروب للغيليضرب بالذيل كمقرب الخيل: واى بر كسى كه فرزند راه و سفر است او ضعيف نيست كه شير زن باردار خورده باشد همچون اسب اصيل بكنار صاحبش برمىآيد ( لس 11 / 311 ) .