و عبارت - زَنَأَ فِي الجَبَل - با حرف همزه زَنْأً و زُنُؤاً يعنى از كوه بالا رفت .
الزَّنَاء - كسى است كه ادرارش و بولش بند آمده ، كه در حديثى از نماز خواندن مردى كه بولش بند آمده باشد نهى شده است .
زهد « 1 »
: الزَّهِيد : چيز كم و اندك .
و - الزَّاهِد في الشّىء : كسى كه از چيزى روى گردان و بى ميل باشد و به اندك آن خشنود .
الرَّاضِي منه بالزَّهِيد : خشنود به كم .
در آيه : (
وَ كانُوا فِيهِ مِنَ الزَّاهِدِينَ
- 20 / يوسف ) .
هامش
( 1 ) چون واژه زهد حتّى قرنها قبل از اسلام و در مذاهب روح گرايانه مفصل مورد توجّه بوده و بعد از اسلام هم چنان كه سيره و اصحاب صفّه و بعدها سيره ائمّه اطهار ( ع ) به طور صحيح قرار گرفته ، لازم است آن را از زبان امير المؤمنين ( ع ) نقل كنيم تا متن راغب رحمه اللّه هر چند بيشتر مورد استفاده قرار گيرد :
( نهج البلاغه / صبحى صالح - خطبه 81 ص 106 ) :
ايّها النّاس ، الزّهادة قصر الامل ، و الشّكر عند النّعم ، و التورع عند المحارم ، فان عزب ذلك عنكم فلا يغلب الحرام صبركم و لا تنسوا عند النّعم شكركم فقد اعذر اللّه اليكم بحجج مسفرة ظاهرة و كتب بارزة العذر واضحة :
اى مردم زهد ورزيدن ، كوتاه نمودن آرزوها ، و سپاسگزارى در برابر نعمتهاى خداست و خوددارى هوسها از محارم ، اگر اين حالت در شما بود عمل حرام بر صبر شما غلبه نمىكند و شكرگزارى در برابر نعمتها را از ياد شما نمىبرد خداوند عذر شما را با دلايل آشكار و گناههاى روشن و عذر آشكار بيان كرده است .
( خطبه 113 ص 168 ) :
انّ الزّاهدين فى الدّنيا تبكى قلوبهم و ان ضحكوا يشتد حزنهم و ان فرحوا و يكثر مقتهم انفسهم و ان اغتبطوا بما رزقوا .
زهد پيشگان در دنيا دلهاشان در حال خنديدن مىگريد و اگر سرمست و فرحناك شدند حزنشان شديد مىشود ، هر گاه از آنچه كه روزى داده شدهاند به ديگران خوددارى كنند جانشان گناه آلوده مىشود .
( حكم 439 ص 553 ) :
الزّهد كلّه بين كلمتين من القرآن : قال اللّه سبحانه : (لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ ، وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ) .
زهد به طور كلّى در ميان دو كلمه از قرآن قرار دارد ، چنان كه حقّ سبحانه فرموده : تا اينكه بر آنچه از دست دادهايد متأثّر و اندوهگين نشويد و آنچه داده مىشويد سرمست نگرديد .