ميانشان حكم مىكند و دروغ گويان كفر پيشه را هدايت نمىكند ) .
مَزَالِف : نردبان .
و أَزْلَفْتُه : مقامى برايش قرار دادم . و در آيه : (
وَ أَزْلَفْنا
ثَمَّ الْآخَرِينَ - 64 / شعراء ) .
( قسمتى از آيه 64 / شعراء است كه در باره غرق شدن فرعونيان است مىگويد : و ديگران را به آنجا يعنى گذرگاه آبى كه بنى اسرائيل عبور كردند فرعونيان را نيز نزديك كرديم
وَ - أَنْجَيْنا مُوسى وَ مَنْ مَعَهُ أَجْمَعِينَ ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ
- يعنى موسى و همراهانش را نجات داديم و ديگران را غرق كرديم ) .
و همينطور در آيه : (
وَ أُزْلِفَتِ
الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ - 90 / شعراء ) نزديك شدن بهشت به پارسايان و پرهيزكاران است .
ليلة المزدلفة : شبهايى به اين نام مخصوص شده است براى نزديكى حاجيان به منى بعد از روان شدن مردم به طور پراكنده از عرفات به سوى منى ( كه خداوند مىفرمايد :
فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ
: وقتى كه از عرفات متفرّق و روان شديد و حركت كرديد ) و در حديثى آمده است كه
( ( ازْدَلِفُوا إِلَى اللَّهِ بِرَكْعَتَيْنِ ) ) « 1 » .
هامش
( 1 ) اين حديث در مآخذ ديگر به صورت ( فاذا زالت الشّمس فازدلف الى اللّه بركعتين ) هست يعنى پس از گذشتن خورشيد با دو ركعت نماز خود را مقرب خدا گردان ، خطاب حديث به مصعب بن عمير در مدينه است كه مىگويد : ( فاذا زالت الشّمس فازدلف الى اللّه بركعتين و اخطب فيها ) و نيز آمده است كه ازدلاف : تقدّم و پيشى گرفتن است - ازدلف القوم : وقتى است كه گروه بر سايرين پيشى گرفتهاند و همچنين - ازدلاف يعنى گرد آمدن مردم .
در حديثى آمده است كه مشعر الحرام را از اين جهت - مزدلفة - گفتند كه جبريل در عرفات به ابراهيم ( ع ) گفت : يا ابراهيم - ازدلف الى المشعر الحرام - و سپس در تسميه مكان به فعل آنجا را - مزدلفة - گفتهاند .
ابن منظور مىنويسد : و فى حديث باقر عليه السّلام ( ما لك من عيشك الّا لذّة يزدلف بك الى حمامك ) .
يعنى : هيچ لذّتى از زندگيت براى تو نيست مگر اين كه تو را به مرگت نزديك مىكند .
ابن برى مىگويد : الزّلفه ، سه چيز است : 1 - آبگير 2 - باغ 3 - آينه .
ازهرى مىگويد : اصل الزلفى فى كلام العرب : القربى ، يعنى : اصل زلفى در سخن عرب تقرّب و نزديكى است .
خداى تعالى گويد : (وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ- 11 / هود ) .
يعنى : قبل از طلوع و پس از غروب آفتاب و نماز صبح و مغرب و عشا .