تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧

رين

: الرَّيْن : چرك و زنگى كه بر روى چيزى ( يا صفحهء ) با ارزشى مىنشيند و آن را فرا مىگيرد و مىپوشاند . آيه : (
بَلْ رانَ
عَلى قُلُوبِهِمْ - 14 / مطفّفين ) يعنى : گناه و ستمگرى بر صفحه دلهايشان رسيد و نشست و مثل جرمى سياه بر آنها چيره گرديد به طورى كه شناختن و معرفت نيكى از شر و بدى بر آنها پوشيده شد . شاعر گويد :
إذا رَانَ النُّعَاسُ بهم .
يعنى : وقتى كه خواب و پينكى بر آنها غلبه كرد . رِينَ على قلبه : تاريكى بر دلش چيره شد .

رأى

: رأى : كه حرف دوّم يا عين الفعل آن همزه و حرف سوّم يا لام الفعل آن حرف ( ى ) است چنان كه مىگويند - رُؤْيَة : ديدن ، و شاعر حرف ( ى ) را مقلوب كرده و مىگويد :
و كلُّ خليل رَاءَني فهو قائل * مِن أَجْلِك هذا هامةُ اليوم أو غد « 1 »
و از فعل مضارعش حرف همزه حذف شده است مىگويند : تَرَى و يَرَى و نَرَى : ( مىبينى - مىبيند - مىبينيم ) در آيه : (
فَإِمَّا تَرَيِنَّ
مِنَ الْبَشَرِ أَحَداً - 26 / مريم ) .
هامش
( 1 ) شعر از - كثير عزّة - است كه شاعرى است در غزلسرائى به روش ابن ابى ربيعة وطنش مدينه را بسيار دوست مىداشته ولى طبع شعر خود را در خدمت مديحه سرايى عبد الملك و كسب روزى نهاده ، در عين حال طرفدار مذهب حقّ و عدل بوده ، در بارهء بهترين دوست مىگويد :خير اخوانك المشاكه فى الامر * و ابن الشّريك فى الامر ايناالّذى ان حضرت سرك فى الحىّ * و ان غبت كان اذنا عينا1 - بهترين دوست تو ، كسى است كه در كارت و مشكلت شريك باشد ولى چنين كسى كجاست ؟ ! 2 - او كسى است كه در حضورت و در مجمع شادت كند و در نبودن ، و غيبتت گوش و چشم تو باشد . و در شعر فوق مىگويد : هر دوستى كه مرا ديد مىگفت به خاطر توست اين بزرگى امروز و فردا .