فَعَلَ ذَلِكَ رَأْيَ عَيْنِي : او آن را در جلوى چشمم انجام داد و يا رَاءَةَ عَيْنِي .
رَوِيَّة و تَرْوِيَة : انديشيدن و تفكّر در چيزى و برگرداندن تصوّر آن چيز به ميان خاطرات نفسانى است براى كسب نظر و انديشه صحيح .
مُرَوِّي و مُرْتَئِي : متفكّر و انديشمند ( اسم فاعل از ( رويّة و تروية از باب - تفعيل و تفعله است ) و اگر - رأيت - با حرف ( إلى ) متعدّى شود در حكم و در معنى نظرى با ارزش و اعتبار است .
در آيات : (
أَ لَمْ تَرَ
إِلى رَبِّكَ - 45 / فرقان ) و (
بِما أَراكَ
اللَّهُ - 105 / نساء ) يعنى : به آنچه كه تو را مىآموزد .
الرَّايَة : پرچم و علامتى كه براى ديدن از دور افراشته و نصب شده است .
مع فلان رَئِيٌّ مِنَ الْجِنّ : ( چنان مىنمايد كه با او اثرى و علامتى از جنون است ) .
أَرْأَتِ النَّاقَةُ فهي مُرْءٍ : وقتى است كه شتر مادينه علائم آبستنى را ظاهر كند به طورى كه صدق نوزادش دانسته شود .
الرُّؤْيَا : آنچه كه در خواب ديده مىشود - رُؤْيَا - بر وزن فُعْلَى - است كه همزه آن تخفيف داده شده و با حرف ( و ) گفته مىشود .
روايت شده است كه
« لَمْ يَبْقَ مِنْ مُبَشِّرَاتِ النُّبُوَّةِ إِلَّا الرُّؤْيَا » .
يعنى : ( به غير از رؤيا چيزى از مژده دهندگان به غيب نمانده است و به گفتهء سعدى در تفسير همين حديث مىگويد :
نگر خواب را بيهده ننگرى * يكى بهره دانش ز پيغمبرى
و فرمود (
لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيا بِالْحَقِّ
- 27 / فتح ) و (
ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ
- 60 / اسراء ) و در آيه : (
فَلَمَّا تَراءَا
الْجَمْعانِ - 61 / شعراء ) .
يعنى : همين كه رو در رو و نزديك به هم شدند ، به طورى كه هر يك از آنها در موقعيّتى قرار گرفتند كه ديگرى را مىديدند و در همين معنى است - لا يترأى نارهما - و - مَنَازِلُهُمْ رِئَاءُ : خانههاشان مقابل هم بود .
فَعَلَ ذَلِكَ رِئَاءَ النَّاسِ : آن كار را براى نماياندن به ديگران و دنباله روى مردم