و دستآوردها - رَيْع - گفته مىشود . تَرَيَّعَ السَّحَابُ : ابرها جمع شدند .
روع
: الرُّوع : نفس و خاطر انسان و قلب و دل .
در حديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است كه
« إنَّ رُوحَ القُدُسِ نَفَثَ فى رُوعِي » .
يعنى : جبرئيل به خاطرم آورد و به جانم رساند و القاء كرد .
الرَّوْع : به شگفت آمدن و نيز ترسيدن و ترساندن و هر چيزى كه مايهء شگفتى و ترس شود .
خداى تعالى گويد : (
فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْراهِيمَ الرَّوْعُ
- 74 / هود ) مىگويند : رُعْتُه و رَوَّعْته - او را بيم دادم و شگفت آوردم .
رِيعَ فلان : ترسيد .
نَاقَةٌ رَوْعَاء : شتر ترسو .
أَرْوَع : كسى است كه از زيبائيش به شگفت آيد و گوئى كه ديگران را آگاه مىكند و توجّه مىدهد .
چنان كه شاعر گويد :
يَهُولُك أَنْ تَلْقَاه في الصَّدْرِ مَحْفِلا .
يعنى : ( اگر در صدر مجلس او را ببينى به شگفت مىآيى ) .
الرّوغ
: تمايل به راه حيلهگرى و چاره جوئى .
از اين معنى - رَاغَ الثَّعْلَبُ يَرُوغُ رَوَغَاناً - است يعنى روباه به سختى حيله كرد .
طريق رَائِغٌ : راه غير مستقيم و گمراه كننده ، گويى كه انسان را فريب مىدهد .
رَاوَغَ فلانٌ فلانا و رَاغَ فلان إلى فلان : براى حيله و چاره جوئى در كارى به سوى او ميل نمود .