و در صورت جمع كه به معنى رحمت است مثل آيات :
(
وَ أَرْسَلْنَا الرِّياحَ
لَواقِحَ - 22 / حجر ) و (
أَنْ يُرْسِلَ الرِّياحَ مُبَشِّراتٍ
46 / روم ) و (
يُرْسِلُ الرِّياحَ بُشْراً
- 57 / اعراف ) .
و امّا در آيه : (
يُرْسِلُ الرِّياحَ فَتُثِيرُ سَحاباً
- 48 / روم ) معنى آشكارتر و روشنتر آن رحمت است كه به لفظ جمع هم خوانده شده و صحيحتر است .
واژه - ريح - به صورت استعاره براى قدرت و غله هم به كار رفته است مثل آيه :
(
وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ
- 46 / انفال ) .
أَرْوَحَ الماءُ : بوى آب تغيير كرد كه مخصوص بوى بد آب است .
رِيحَ الغدير يَرَاحُ : بركه و آبگير بوى بد گرفت .
أَرَاحُوا : آسايش يافتند و يا به شادمانى شب كردند .
دُهْن مُرَوَّح : روغن خوش بوى .
روايت شده است كه
( لم يَرَحْ رائحةَ الجَنَّة ) .
يعنى بوى بهشت را نيافته .
مَرْوَحة : گذرگاه باد .
مِرْوَحة : باد بزن و وسيلهاى كه باد با آن توليد مىشود .
رَائِحَة : وزش هوا و بوى خوش .
رَاحَ فلانٌ إلى أهله : به دو معنى است :
1 - او به سرعت و مثل باد بسوى خانوادهاش آمد .
2 - يا با برگشتن بسوى خانوادهاش از آسايش و مسّرت بهرهمند شد .
الرَّاحَة : مشتّق از - روح - است يعنى آسايش ، چنان كه مىگويند :
افعل ذلك فى سَرَاح و رَوَاح : آن را به آسانى انجام ده .
المُرَاوَحَة في العمل : يك بار اين عمل مىكند و يك بار ديگرى ( از باب مفاعله است يعنى كار طرفين ) .
الرَّوَاح : به طور استعاره براى استراحت در نيمروز كه انسان آسايش دارد به كار مىرود و از همين معنى مىگويند :