چگونه است ؟ ) .
خداى تعالى گويد : (
لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ
- 93 / اسراء ) ( در بارهء معراج يا اسراء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است كه مخالفين آن مىگويند باور نداريم تا اينكه از آنجا كتابى براى ما بياورى كه آن را بخوانيم ) .
و آيهء : (
وَ قِيلَ مَنْ راقٍ
- 27 / قيامه ) چه كسى پناهش مىدهد و با افسون نجاتش مىدهد كه تنبيهى است بر اينكه كسى او را حمايت نخواهد كرد و اين معنى اشارهاى است كه شاعر گفته است :
و إِذَا المَنِيَّةُ أَنْشَبَتْ أَظْفَارَها * أَلْفَيْتَ كلَّ تَمِيمَةٍ لا تَنْفَعُ « 1 »
( زمانى كه مرگ چنگال خود را به انسان فرو مىبرد آنگاه در مىيابى كه دعاء چشم زخم به او سودى نمىدهد ) .
ابن عبّاس مىگويد : معناى آيه : (
وَ قِيلَ مَنْ راقٍ
- 27 / قيامه ) يعنى چه كسانى روح ترا مىگيرند آيا فرشتگان رحمتند يا فرشتگان عذاب ؟
التَّرْقُوَة : استخوان چنبرهء گردن كه جلوى گلو و بالاى سينه است و جائى كه نفس در آن بالا مىآيد ( به خاطر نرمى و خميدگيش ) (
كَلَّا إِذا بَلَغَتِ التَّراقِيَ
- 26 / قيامه ) .
هامش
( 1 ) اين تشبيهات زيبا در قصيدهء عينيّه معروف ابو ذؤيب هذلى است .
تميمه : يعنى مهرهها و دعايى كه به گردن و بازوى نوزادان زيبا مىبندند كه به پندار خود از زهر چشم ديگران مصون بماند مطلع قصيده چنين است :ا من المنون و ريبها تتوجّع * و الدهر ليس بمتعب من يجزع ! ؟آيا از مرگ و روزگار ناله سر مىدهى ولى دهر روزگار دلش نرم نيست و كسى را كه زارى مىكند خشنود نمىسازد .
ابو ذؤيب هفت پسر داشت كه از بيمارى طاعون در مصر مىميرند و طفل كوچكى برايش مىماند كه مرتّبا با مادرش گريه مىكردند و اين قصيده پند آموز را خطاب به آنها سروده مىگويد :فالعين بعدهم كان حداقها * كحلت بشوك فهى عور تدمعو لقد ارى انّ البكاء سفاهة * و لسوف يولع بالبكاء من يفجعگوى كه حدقهء چشم را با خار بيابان سرمه كشيدهاند كه از شدّت سوزش درد مرتّب اشك مىريزد . به راستى كه من گريه را سفاهت و نادانى مىدانم ولى به زودى كسى كه مصيبت زده شود به گريه حريص خواهد شد .